جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٦٣ - غزل ٤٥ شكفته شدگل حمراو گشت بلبل مست
خواجه دراين غزل با بيانات و راهنماييهايش، خود و سالكين را در ايّام حيات تشويق به مراقبه و ياد حضرت دوست و باده تجلّيات گرفتن كرده و مى گويد:
|
شكفته شد گُل حمرا و گشت بلبل مست |
صَلاىِ سرخوشى اى صوفيانِ باده پرست! |
|
حال كه بهار تجلّيات معشوق براى اهل دل فرا رسيده، و بلبلان گلستان او مستِ مشاهداتش مى باشند، بياييد و باده پرستى و مراقبه و ياد حضرتش را پيشه خود سازيم تا مژده ديدار محبوب را بيابيم و از وصالش بهرهمند گرديم، كه: «فَاذْكُرُونِي، أَذْكُرْكُمْ.»[١]: (پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم.- نيز:
٣٤٦
«إلهى! أنْتَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الحَقُّ: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً، وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا.» وَقُلْتَ وَقَوْلُكَ الحَقُّ:
«فَاذْكُرُونى، أذْكُرْكُمْ.» فَأَمَرْتَنا بِذِكْرِكَ، وَوَعَدْتَنا عَلَيْهِ أنْ تَذْكُرَنا، تَشريفاً لَنا وَتَفْخيماً وَإعْظاماً. وَها نَحْنُ ذاكِرُوكَ كَما أمَرْتَنا، فَأنْجِزْ لَنا ما وَعَدْتَنا، ياذاكِرَ الذّاكِرينَ! وَياأرْحَمَ الرّاحِمينَ!.»
[٢]: (معبودا! تو خود فرمودى و فرمايشت حقّ است كه: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خدا را بسيار ياد كنيد و صبح و شام تسبيح وى گوييد.» و فرمودى و سخنت حقّ است كه: «پس به ياد من باشيد، تا شما را ياد كنم.»؛ در نتيجه، ما را به ذكر و به ياد بودنت امر فرمودى و به خاطر گرامى و ارزشمند دانستن و بزرگداشتمان وعده دادى كه ما را ياد كنى. و هان! اينك ما.
[١] - بقره: ١٥٢.
[٢] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٥١- ١٥٢.