شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦ - پيشگفتار طبع اول
در دست تواناى شاهنشاه بافر و هنگ ما تابش و رخشندگى ديگرى دارد.
ايجاد سپاه دانش و پيكار با بيسوادى، نهالهاى سعادت را در دورترين نقاط روستايى كشور غرس كرده و در مدتى اندك آن نهالها بار آورده است. بارى كه پايدار و همواره روزافزون خواهد بود و هرگز ريشه آن نخواهد خشكيد و گل شكوفه آن هيچگاه نخواهد پژمرد.
نداى نوين شاهانه كه به تجديد فعاليت فرهنگستانهاى ايران و اصلاح اساسنامه آن فرمان داد، پيوندى ميان تمدن شكوهمند گذشته و مدنيت راقى اين عصر برقرار كرد و اين خدمتگزار را بسى خوشوقتى است كه بهنگام بلند آوايى اين ندا، از شرح گلستان و تعليق بر بوستان فراغ يابد و زمينهيى آماده به فرهنگستان كشور خود هديه كند.
نگارنده معتقد است كه ما بايد به واژههاى تازى كه در گلستان و بوستان آمده است، تا آنجا كه ممكن باشد بسنده كنيم و از بكار بردن لغتهاى عربى كه در اين دو كتاب بكار نرفته است، تا حدى كه بتوانيم خوددار باشيم. از روى شاهنامه حكيم ابو القاسم فردوسى و اين دو كتاب جاودانه شيخ اجل سعدى براى زبان فارسى دستور بنويسيم و همه نامههاى رسمى و كتابهاى تحصيلى و روزنامهها و مجلهها را با دستورى كه از اين سه كتاب مستطاب استنباط ميشود مدون سازيم، باشد كه اختلاف سليقههاى قشرى از ميان برود و نوشتههاى ما بجملگى براى همه قابل فهم شود. اگر خدايم توفيق دهد، پس از حصول فراغ از نگارش كتاب «احكام قرآن مجيد»[١] كه دست در كار آن دارم به تهيه تعليق بر قصائد عربى و فارسى و غزلهايى از استاد سخن و بلاغت، توانا- ترين و جامعترين شاعران ايران، اعنى شيخ شرف الدين سعدى شيرازى خواهم پرداخت و هرگاه اين آرزو تحقق يابد، بنده را گمان بر آنست كه وام ادبى خود را به مردم روزگار خويش ادا كرده باشد و از سعادت برائت ذمهيى كه حاصل ميشود، فارغدل و آسودهخاطر گردد. رجائا بتوفيقه و منه.
[١] اين كتاب بتازگى از طرف سازمان انتشارات جاويدان چاپ و منتشر گرديده است.