شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٨١ - حكايت(٢) مغى در به روى از جهان بسته بود
|
به پاى بت اندر به اميد خير، |
بغلتيد بيچاره بر خاك دير: |
|
|
كه درماندهام دست گير، اى صنم، |
به جان آمدم، رحم كن بر تنم |
|
|
بزاريد در خدمتش بارها |
كه هيچش بسامان نشد كارها |
|
|
بتى[١] چون برآرد مهمات كس! |
كه نتواند از خود براند مگس |
|
|
برآشفت: كاى پاىبند ضلال، |
به باطل پرستيدمت چند سال |
|
|
مهمى كه در پيش دارم برآر |
وگرنه، بخواهم ز پروردگار |
|
|
هنوز از بت آلوده رويش بخاك، |
كه كامش برآورد يزدان پاك |
|
|
حقايقشناسى در اين خيره شد |
سر وقت صافى بر او تيره شد: |
|
|
كه سرگشتهيى دون باطلپرست[٢]، |
هنوزش سر از خمر بتخانه مست |
|
|
دل از كفر و دست از خباثت نشست[٣] |
خدايش برآورد كامى كه جست |
|
|
فرو رفت خاطر در اين مشكلش |
كه پيغامى آمد به گوش دلش |
|
|
كه پيش صنم پير ناقص عقول[٤]، |
بسى گفت و قولش نيامد قبول |
|
|
گر از درگه ما شود نيز رد، |
پس آنگه چه فرق از صنم تا صمد[٥] |
|
|
دل اندر صمد بايد ايدوست، بست، |
كه عاجزترند از صنم هر كه هست |
|
|
محال است اگر سر برين در نهى، |
كه باز آيدت دست حاجت تهى |
|
[١] بتى چون برآرد مهمات كس: اشاره دارد به آيه قرآنى« لا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ» مصراع دوم ناظر است به آيه ٧٣ از سوره حج« وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ».
[٢] در بعضى نسخهها« مطرانپرست» ضبط شده، بمعنى پرستنده مطران. مطران يكى از مقامات روحانى مسيحيان است. ضبط برخى از نسخهها« يزدانپرست» است.
اين ضبط در صورتى درست مىنمايد كه يزدان در معنى خداى واحد بكار نرفته و معنى اصلى آن كه ايزدان، خدايان است منظور شده باشد.
[٣] - نشست: مرد حقايقشناس دچار حيرت شد و با خود گفت چگونه خداوند مراد كسى را برآورد كه هنوز در سر خود مستى بتخانه دارد و دل خود را از كفر پاك نكرده و دست از خباثت و ناپاكى نشسته است.
[٤] ناقص عقول: به معنى ناقص عقل و كمخرد. اين تركيب گويا بعنوان يك تركيب شايع بكار رفته باشد و يا آنكه ناظر بر عقيده فلاسفه باشد كه به وجود عقلهاى گوناگون در نفس انسانى از قبيل: عقل هيولانى و عقل بالفعل و عقل بالملكه و عقل مستفاد و همچنين به عقل نظرى و عقل عملى قايلند.
[٥] صمد: پناه نيازمندان( يكى از صفات الهى كه در سوره اخلاص بدان موصوف است)، اخلاص( توحيد)« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ»