شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٩٩ - حكايت(٨) يكى از بزرگان اهل تميز
|
مرا شايد[١] انگشترى بىنگين |
نشايد دل خلقى اندوهگين |
|
|
خنك آنكه آسايش مرد و زن، |
گزيند بر آرايش[٢] خويشتن |
|
|
نكردند رغبت[٣] هنرپروران |
به شادى خويش از غم ديگران |
|
|
اگر خوش بخسبد ملك بر سرير، |
نپندارد[٤] آسوده خسبد فقير |
|
|
و گر زنده دارد شب ديزياز[٥]، |
بخسبند مردم به آرام و ناز |
|
|
بحمد اللّه اين سيرت راه راست[٦]، |
اتابك ابو بكر بن سعد راست[٧] |
|
|
كس از فتنه[٨] در پارس، ديگر نشان، |
نبيند، مگر قامت مهوشان |
|
[١] مرا شايد ...: انگشترى: فاعل است براى شايد،« مرا» مفعول باواسطه است در صورت مفعول بىواسطه. يعنى انگشترى بىنگين براى من شايسته است.
[٢] آرايش: در نسخه شوريده« آسايش» ضبط شده، لكن لفظ آرايش هم از نظر موضوع داستان كه انگشترى است مناسبتر مىنمايد و هم با موازين اسلامى سازگارتر است.
[٣] - رغبت: در اين بيت مانند« ميل» به نحو استعمال در زبان تازى به دو مفعول متضاد، متعدى شده است. و بالنتيجه هم گرايش و هم روى گردانى در معنى آن ملحوظ است. مراد اين است كه هنرپروران از غم ديگران روىگردان نيستند و به شادى خود نمىپردازند.
[٤] نپندارد: در نسخه شوريده« نپندارم» آمده است.
[٥] ديرياز: دراز و طولانى مركب از دير( قيد) و ياز( صفت فاعلى مرخم از يازيدن به معنى دراز كردن) در نسخه شوريده ديرباز ضبط شده اما ديرباز بيشتر معنى قيدى دارد و مناسب نيست كه صفت شب باشد و حال اينكه« ديرياز» صفت است براى شب و از اين جهت شب با كسره وصفى آمده است.
[٦] راه راست: راه درست و مستقيم.
[٧] راست: را است.« را» ادات اختصاص است و در اينجا« انحصار» را ميرساند و در بيت« جناس مرفو» به كار رفته است.
[٨] كس از فتنه: در اين بيت صنعت مبالغه و تشبيه ضمنى به چشم ميخورد و استثناء بيت هم نمونهيى از استثناء منقطع است. قامت مهوشان از جهتى به فتنه تشبيه شده و از جهت ديگر نسبت به فتنه واقعى استثنايى شده و آن استثناء قامت مهوشان است.