شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥٣ - سبب نظم كتاب
|
ندانم كدامين سخن گويمت |
كه والاترى ز انچه من گويمت |
|
|
ترا عز لولاك[١] تمكين بس است |
ثناى تو طه[٢] و يسن بس است |
|
|
چه وصفت كند سعدى ناتمام! |
عليك الصلوة[٣] اى نبى و السلام |
|
سبب نظم كتاب
|
در اقصاى[٤] عالم بگشتم بسى |
به سر بردم ايام با هر كسى |
|
|
تمتع به هر گوشهيى يافتم |
ز هر خرمنى خوشهيى يافتم |
|
|
چو پاكان شيراز[٥] خاكى[٦] نهاد |
نديدم كه رحمت برين خاك باد |
|
|
تولاى[٧] مردان اين پاك بوم |
برانگيختم خاطر از شام و روم[٨] |
|
[١] لولاك: قسمتى است از حديث معروف كه به موجب آن خداوند به پيغمبر گرامى خود ميگويد:« لولاك لما خلقت الافلاك» ترجمه« اگر تو نبودى فلكها را نمىآفريدم» اشاره به آن دارد كه غايت آفرينش همه موجودات، انسان كامل است.
[٢] طه( طاها) يكى از فواتح سور قرآنى است كه در مفتتح سوره بيستم جاى دارد يسن كه ياسين تلفظ مىشود مفتتح سوره سى و ششم است و هردو سوره به نام مفتتح خود ناميده شده است.
هرچند مفسران، تفسير فواتح سور را تنها در قدرت راسخان در علم ميدانند، اين دو را از القاب پيغمبر اكرم بشمار ميآورند.
[٣] - عليك الصلوة: بر تو رحمت و درود باد اى پيغمبر. السلام معطوف است بر الصلوة« السلام عليك ايها النبى» عبارتى است كه استحبابا در پايان نماز مىخوانيم. ضمنا سعدى با عبارت« و السلام» اشاره به ختم مطلب كرده است.
[٤] اقصا: اسم تفضيل عربى به معنى دورتر و در اينجا دورترين نقاط است. چنانكه از منظومات و كلمات سعدى برمىآيد، سعدى تا مراكش در آفريقا پيش رفته و در ناحيه مشرق، به خوارزم و بلخ و هند سفر كرده است.
[٥] شيراز: بنابر قول برخى از لغتشناسان مركب است از« شى» به معنى خوب و« راز» بمعنى رز:( درخت انگور) در افسانهها بناى شيراز را به شيراز بن طهمورث نسبت ميدهند.
( جهت مزيد اطلاع رجوع شود به شرح گلستان).
[٦] خاكى نهاد: داراى سرشتى متواضع مانند خاك.
[٧] تولا: دوستى، مصدر باب تفعل است. بنابر تلفظ عربى بايد تولى با ياء بر زبان آيد. پاكبوم: سرزمين پاك و در اينجا مراد شيراز است. بوم در مقابل مرز قرار ميگيرد. داخله كشور را بوم و حدود آنرا مرز مينامند.
[٨] برانگيختم خاطر از شام و روم: خاطرم را از شام و روم منصرف ساخت و به جانب شيراز معطوف گردانيد. ضمير ميم مضاف اليه است براى خاطر كه از خاطر فك شده و به فعل متصل گرديده است. مراد از روم در زمان سعدى روم شرقى يعنى دولت بيزانس است كه شيخ اجل در مستعمرات آن سفر كرده.