شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥١ - ستايش پيغمبر
|
اگر يكسر موى برتر پرم، |
فروغ تجلى[١] بسوزد پرم |
|
|
نماند به عصيان[٢] كسى در گرو |
كه دارد چنين سيدى پيشرو |
|
|
چه نعت[٣] پسنديده گويم ترا؟ |
عليك السلام اى نبى الورا[٤] |
|
|
درود[٥] ملك بر روان تو باد |
بر اصحاب و بر پيروان تو باد |
|
|
نخستين[٦] ابو بكر، پير مريد |
عمر پنجه بر پيچ ديو مريد |
|
|
خردمند، عثمان[٧] شبزندهدار |
چهارم على، شاه دلدل[٨] سوار |
|
[١] فروغ تجلى: اشاره است به پرتو الهى كه هيچ موجودى را تاب آن نيست و در سوره اعراف از آن گفتگو شده است كه پروردگار بر كوه طور تجلى ميكند و كوه فرو ميريزد و موسى بيهوش مىافتد، آنگاه پس از اين تجلى، احكام عشره بر موسى نازل مىگردد.
[٢] نماند به عصيان كسى در گرو: يعنى كسى كه چنين سرورى مانند پيغمبر اكرم دارد، در گرو گناه نميماند و با شفاعت او از گرو گناهان بيرون ميرود و ميتواند اميد بهشت داشته باشد. عنوان سيد، مقتبس است از حديث شريف:« انا سيد ولد آدم و لا فخر».
[٣] - نعت: صفت، جمع آن نعوت- غالبا نعت، بر صفت نيك اطلاق ميگردد.
[٤] نبى الورا: پيغمبر مردم- و را اسم جمع است بمعنى خلق و مردم، ابو الورا كنيه روزگار است.
[٥] ملك: يكى از نامهاى الهى است كه در سورههاى حشر و ناس و جمعه آمده است. بعضى هم مالك يوم الدين را ملك يوم الدين قرائت كردهاند.
[٦] نخستين: سعدى مدح صحابه پيغمبر را با ابو بكر شروع ميكند و او را پير مريد مينامند، زيرا در ارادت به رسول اكرم بدان پايه بوده كه هنگام هجرت با پيغمبر همراه شده و در راه براى آنكه از دشمنان در پناه باشند، به امر حق به درون غار الثور رفتند. در غار، ابو بكر را مارى بگزيد.
در سوره توبه آيه سى و نهم به صحبت ابو بكر با پيغمبر اكرم در آن غار اشاره دارد. پس از ابو بكر، عمر را مدح كرده كه پيچاننده سرپنجه ديو مريد يعنى شيطان است. مريد بفتح اول فعيل به معنى فاعل بمعنى سركش است.« مارد» در همين معنى نيز استعمال شده و جمع آن مرده باشد با سه فتحه ميباشد. مريد در پايان مصراع دوم با مريد بضم ميم در پايان مصراع اول جناس ناقص دارد.
[٧] عثمان: به شبزندهدارى و عبادت موصوف است و با همين صفت او را سعدى ستوده است.
[٨] دلدل:( بر وزن بلبل) نام استرى است كه مقوقس( امير مصر) يا شخص ديگرى به پيغمبر اكرم بخشيده بود و حضرت على بر آن سوار ميشده است و كروفر اين استر با شجاعت سوارش تناسبى داشته است، از اينرو على را شاه دلدل سوار لقب دادهاند.