شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٤١ - ديباچه بوستان
|
ز مشرق به مغرب مه و آفتاب، |
روان كرد و بنهاد گيتى[١] بر آب |
|
|
زمين از تب لرزه آمد ستوه |
فرو كوفت بر دامنش ميخ كوه[٢] |
|
|
دهد نطفه را صورتى چون پرى |
كه كردست بر آب صورتگرى؟ |
|
[١] روان كرد و بنهاد: روان كرد: يعنى خداوند، ماه و آفتاب را از مشرق به مغرب روان ساخت و جهان را بر آب بنا نهاد. در قرآن مجيد خلال آيه ششم از سوره هود« كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ» مذكور است، لكن در احاديث منجمله در خطبه خلق عالم كه نخستين خطبه نهج البلاغه است كيفيت آفرينش جهان از آب به تفصيل بيان شده و بموجب آيه سىام از سوره انبياء« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ» هرچيز زندهيى را از آب ايجاد كرديم. در بعضى نسخهها بجاى گيتى، كشتى ضبط شده است.
[٢] بيت اشاره دارد به آيه پانزدهم از سوره نحل« وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ»\* ترجمه« در زمين كوههاى بلند قرار داديم كه مبادا زمين شما را بستوه آورد» آيه چهار و پنج از سوره نبأ نيز مشعر به اين معنى است« أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً»« مگر زمين را گاهواره نساختيم و كوهها را ميخ آن قرار نداديم!» در نخستين خطبه نهج- البلاغه آمده است« و وتد بالصخور ميدان ارضه» اگر« تب لرزه» با اضافه خوانده شود، تب كنايه از شدت خواهد بود، اما هرگاه تب و لرزه بصورت عطف خوانده شود، ممكن است به آتشفشانى و زلزله ناظر باشد و در اين صورت دور نيست كه گداخته بودن مركز زمين از آن استفاده شود.