شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٩٥ - حكايت(١٣) رباخوارى از نردبانى فتاد
|
گرت بيخ اخلاص[١] در بوم نيست، |
ازين در كسى چون تو محروم نيست |
|
|
هر آن كافكند تخم بر روى سنگ، |
جوى وقت دخلش نيايد به چنگ |
|
|
منه آبروى ريا را محل |
كه اين آب در زير دارد و حل[٢] |
|
|
چو در خفيه[٣] بد باشى و خاكسار، |
چه سود آب ناموس بر روى كار؟ |
|
|
به روى و ريا خرقه سهل است دوخت، |
گرش با خدا در توانى فروخت |
|
|
چه دانند مردم كه در جامه كيست؟ |
نويسنده داند كه در نامه چيست |
|
|
چه وزن آورد جايى انبان باد[٤]؟ |
كه ميزان عدل است و ديوان داد |
|
|
مرائى[٥] كه چندين ورع مينمود، |
بديدند و هيچش در انبان نبود |
|
|
كنند ابره[٦] پاكيزهتر ز آستر، |
كه آن در حجاب است و اين در نظر |
|
|
بزرگان فراغ[٧] از نظر داشتند، |
از آن، پرنيان آستر داشتند |
|
|
ور آوازه خواهى در اقليم فاش[٨]، |
برون حله كن گو درون حشو[٩] باش |
|
|
به بازى نگفت اين سخن با يزيد: |
كه از منكر[١٠] ايمنترم كز مريد |
|
[١] گرت بيخ اخلاص در بوم نيست: اگر درخت اخلاصت در زمين ريشه نگرفته است.
[٢] وحل: گل و لاى.
[٣] - خفيه: پنهانى.
[٤] چه وزن آورد جايى انبان باد: انبان پر از باد وزن اضافى ندارد، زيرا باد داراى وزن نيست. عمل رياكار مانند اينان پر از باد است.
[٥] مرائى( اسم فاعل): رياكار.
[٦] ابره( با فتح اول لفظ عربى): رويه لباس. مراد بيت اين است: اشخاص رياكار رويه لباس خود را بهتر از آستر انتخاب ميكنند، زيرا آستر از ديده مردم محجوب است و رويه لباس را همه ميبينند.
[٧] فراغ از نظر داشتند: به نگاه مردم توجه نداشتند و از پندار مردم درباره خويش فارغ بودند بهمين جهت باطن خود را بهتر از ظاهر ميسازند و از باب تمثيل ميتوان گفت كه آنان برخلاف رياكاران آستر لباس از پرنيان ميكنند و رويه لباس را از پارچه ساده برمىگزينند.
[٨] فاش: در اينجا قيد است و ممكن است صفت براى« آوازه» گرفته شود. اگر در حقيقت آوازه ميخواهى يا طالب آوازه حقيقى هستى.
[٩] حشو: آنچه در ميان آستر و رويه جامه ميگذارند.
[١٠] كه از منكر ايمنترم ...: از كسانيكه مرا انكار ميكنند و با من دشمنى مى ورزند آسودهترم تا از ارادتمندان، چه ممكن است مريدان مرا به ريا و غرور افكنند. ممكن است منكر به فتح اول باشد در اينصورت مقصود آن تواند بود كه فعل منكر اگر از كسى صادر شود و مرتكب از آن توبه كند، ممكن است مورد عفو الهى واقع شود در صورتيكه ريا بر اثر اقبال مريدان نوعى شرك است و شرك مغفور نيست.