شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٩٤ - حكايت(١٣) رباخوارى از نردبانى فتاد
|
پسر چند روزى گرستن[١] گرفت |
دگر با حريفان[٢] نشستن گرفت |
|
|
به خواب اندرش ديد و پرسيد حال: |
كه چون رستى از حشرونشر و سؤال[٣]؟ |
|
|
بگفت: اى پسر، قصه بر من مخوان، |
به دوزخ درافتادم از نردبان |
|
|
نكوسيرتى بىتكلف برون[٤]، |
به از نيكنامى خراب اندرون |
|
|
به نزديك من، شبرو راهزن، |
به از فاسق پارسا پيرهن |
|
|
يكى بر در خلق، رنج[٥] آزماى، |
چه مزدش دهد در قيامت خداى! |
|
|
ز «عمرو» اى پسر چشم اجرت مدار |
چو در خانه «زيد» باشى بكار |
|
|
نگويم تواند رسيدن بدوست[٦]، |
درين ره جز آنكس كه رويش در اوست |
|
|
ره راست رو تا به منزل رسى |
تو بر ره نه اى زين قبل[٧] واپسى |
|
|
چو گاوى كه[٨] عصار، چشمش ببست، |
دوان تا بشب، شب همانجا كه هست |
|
|
كسى گر بتابد ز محراب روى، |
به كفرش گواهى دهند اهل كوى |
|
|
تو هم پشت بر قبلهاى در نماز، |
گرت در خدا نيست روى نياز |
|
|
درختى كه بيخش بود برقرار، |
بپرور، كه روزى، دهد ميوه بار |
|
[١] گرستن:( مخفف گريستن): گريه كردن.
[٢] حريفان: حريف به معنى همپيشه اما در اينجا مراد دوستان عيش و عشرت است جمع حريف ميشود حرفاء.
[٣] - سؤال: در اينجا پرسش پس از مرگ درباره اعمالى كه در اين جهان انجام شده، مراد از حشر و نشر و سؤال رويدادهاى پس از مرگ است.
[٤] بىتكلف برون: مراد كسى است كه از تكلفات صوفيانه ظاهرش پيراسته است و فى المثل خرقه در بر ندارد.
[٥] بر در خلق رنج آزماى: كسى كه به درگاه مخلوق، خود را زحمت ميدهد و اجير ميشود.
[٦] بدوست: به او است.
[٧] زين قبل: از اين جهت.
[٨] چو گاوى كه عصار چشمش ببست: اشاره است به گفته حضرت على( ع)« المتعبد بغير علم كحمار الطاحونة يدور و لا يبرح من مكانه».
ترجمه: عبادتكننده بىدانش همچون خر آسياست كه پيرامون خود ميگردد و از جاى خود جدا نميشود.