شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٩٣ - حكايت(١٣) رباخوارى از نردبانى فتاد
حكايت (١٢) [شنيدم كه نابالغى روزه داشت ....]
|
شنيدم كه نابالغى[١] روزه داشت |
به صد محنت آورد روزى به چاشت |
|
|
به كتابش[٢] آن روز، سابق[٣] نبرد |
بزرگ آمدش طاقت از طفل خرد |
|
|
پدر ديده بوسيد و مادر سرش |
فشاندند بادام و زر بر سرش |
|
|
چو بر وى گذر كرد يك نيمهروز، |
فتاد اندرو ز آتش معده سوز |
|
|
به دل گفت اگر لقمه چندى خورم، |
چه داند پدر غيب يا مادرم؟ |
|
|
چو روى پسر در پدر بود و قوم، |
نهان خورد و پيدا بسر برد صوم[٤] |
|
|
كه داند چو دربند حق نيستى، |
اگر بىوضو در نماز ايستى؟ |
|
|
پس اين پير از آن طفل نادانتر است، |
كه از بهر مردم به طاعت درست |
|
|
كليد در دوزخ است آن نماز، |
كه در چشم[٥] مردم گزارى دراز |
|
|
اگر جز به حق ميرود جادهات، |
در آتش فشانند سجادهات |
|
حكايت (١٣) [رباخوارى از نردبانى فتاد ....]
|
رباخوارى[٦] از نردبانى فتاد |
شنيدم كه هم در نفس[٧] جان بداد |
|
[١] نابالغ: كسى كه به بلوغ شرعى نرسيده باشد. سن بلوغ شرعى براى دختران ٩ سالگى و براى پسران ١٥ سالگى است. بلوغ شرعى با بلوغ طبيعى تفاوت دارد: بلوغ شرعى زمان وجوب عبادات شرعى است.
[٢] كتاب:( با تشديد تاء و ضم اول) در اينجا به معنى مكتب است و مخفف دار الكتاب ميباشد. معنى اصلى كتاب نويسندگان است و مفرد آن كاتب ميشود.
[٣] - سابق: سبقدهنده ساگردان. دستيار استاد مكتب. مراد بيت اين است: چون عبادت و طاعت و روزه داشتن از اين طفل خردسال در نظر دستيار استاد عجيب آمد جهت رعايت حال طفل، او را آن روز از درس معاف داشت.
[٤] صوم: روزه.
[٥] كه در چشم مردم گزارى دراز: طول دادن نماز در نظر مردم كليد دوزخ است زيرا نمودار ريا است.
[٦] رباخوارى: در يك نسخه سيهكار و در نسخه ديگر رباخوار كسى است كه پول قرض ميدهد و برحسب مدت با نرخ معينى منفعت ميگيرد. ربا و بيع ربوى به موجب آيات قرآنى حرام است و در قانون مسيحيت نيز عملى است ناپسند. بنظر ميرسد كه آيه ١٢٩ از سوره آل عمران( لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أَضْعافاً مُضاعَفَةً) نهى از بالا بودن نرخ باشد و در نتيجه به تأسيس بانكها بر مبناى كارمزد كه موجب پيشگيرى از نزولخوارى است ارشاد كرده است.
[٧] در نفس: در دم، فورا.