شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٧٠ - حكايت(٥) مرا شيخ داناى مرشد شهاب
|
به دنيا توانى كه عقبى خرى |
بخر، جان من، ورنه حسرت برى[١] |
|
|
چنان خورد و بخشيد كاهل نظر، |
نديدند از آن عين[٢] با او اثر |
|
|
به آزادمردى ستودش كسى، |
كه در راه حق سعى كردى بسى |
|
|
جوابش نگر تا چه مردانه گفت: |
كه چندين ستايش چه گويى به خفت |
|
|
همى گفت سر در گريبان خجل، |
چه كردم كه بر آن توان بست دل؟ |
|
|
اميدى كه دارم به فضل خداست |
كه بر سعى خود تكيه كردن[٣] خطاست[٤] |
|
|
طريقت همين است كاهل يقين، |
نكوكار بودند و تقصير بين[٥] |
|
|
مشايخ همه شب دعا خواندهاند |
سحرگاه سجاده افشاندهاند |
|
|
مقامات مردان به مردى شنو |
نه از سعدى، از «سهروردى»[٦] شنو |
|
حكايت (٥) [مرا شيخ داناى مرشد شهاب ....]
|
مرا شيخ داناى مرشد شهاب، |
دو اندرز فرمود بر روى[٧] آب: |
|
|
يكى آنكه در جمع، بدبين مباش |
دوم آنكه در نفس، خودبين مباش |
|
|
شنيدم كه بگريستى شيخ، زار |
چو برخواندى آيات اصحاب نار[٨] |
|
[١] برى: در متن على يف« خورى» آمده است.
[٢] عين: در اينجا زر و سيم است و ممكن است موجود عينى مراد باشد و از اينروى با« اثر» مقابل افتاده است. بقسمى مال خود را بخشيد كه صاحبنظران از اعيان مال او اثرى نديدند، يعنى همه اموالش را بذل كرد.
[٣] - كه بر سعى خود تكيه كردن خطاست: ناظر است به اين حديث« ضل سعى من استعان بغير اللّه».
[٤] چهار بيت اخير در متن على يف ضبط نشده و در پاورقى آمده است.
[٥] تقصير بين: بيننده به تقصير خود و اقراركننده به آن چنانكه پيغمبر فرمود:
« ما عبدناك حق عبادتك».
[٦] سهروردى: شيخ شهاب الدين عمر بن حفص، عارف معروف كه مرشد سعدى بوده است. سهروردى منسوب است به سهرورد كه در نزديكى زنجان است. اين قطعه در متن تصحيح شده على يف در اين موضع ضبط نشده است.
[٧] بر روى آب: در دريا.
[٨] آيات اصحاب نار: آياتى كه درباره دوزخيان است.