ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٧ - اما اخبار و روايات در اين باب
دعوتهاى شيطانى تسليم و مطيع باشد نفس اماره بسوء گويند كه انسان را به بدى و اعمال زشت فرمان ميدهد و خداوند از زبان يوسف خبر ميدهد كه گفته است و من هرگز خود را تبرئه نميكنم و مستقلا مدعى پاكى و طهارت نيستم چون نفس انسان شديدا بزشتىها فرمان ميدهد مگر اينكه خدا حفظ فرمايد (سوره يوسف ٥٢). و ميتوانيم بگوئيم نفس اماره همان نفس بمعناى اول است. بنا بر اين نفس به معناى اول مطلقا و بطور كلى مذموم است و به معناى دوم نيك و پسنديده است چون باين معنا نفس همان ذات و حقيقت انسانى است كه علم و معرفه بخدا و معلومات ديگر دارد و اما عقل او هم معانى زياد و مختلفى دارد و مناسب با اين بحث دو معنا است.
١- مراد از عقل علم و دانش و پى بردن بحقائق باشد يعنى همان حالت فهم و درك مطالب (معناى مصدرى) كه محلش قلب است.
٢- گاهى منظور از عقل آن ذات و حقيقتى كه صفت درك و فهم قائم به او است يعنى قلب انسان و ذات و انسانيت او يعنى همان لطيفه ربانى و موجود عجيب مجهول الهويه كه افكار از درك حقيقت او عاجز و درمانده است.
پس بنا بر اين مقدمات معانى اين الفاظ چهارگانه روشن شد ١- قلب جسمانى و مركز خون ٢- روح حيوانى و بخارى ٣- نفس شهوانى مركز و مصدر خشم و شهوت ٤- عقل علمى و حالت پى بردن باشياء و اين معانى چهارگانه است كه آن الفاظ چهارگانه در مورد آنها استعمال مىشود و يك معناى پنجمى هم هست كه همان لطيفه ربانى و موجودى دانا و بينا و مدرك است كه اين الفاظ چهارگانه همگى از لحاظى بر او اطلاق و در آن معنا استعمال مىشود پس معناها پنج قسم است ولى الفاظ چهار لفظ است و هر لفظى هم داراى دو معنا شد.
و اين اختلاف معانى از جهتى و اتحاد آنها از جهت ديگر (از جهت معانى اوليه اين چهار لفظ با هم مختلفند و از جهت معانى دوم تمام اين چهار لفظ بر يك حقيقت اطلاق مىشود) براى خيلى از علماء و دانشمندان روشن و واضح نشده و تصور (شده كه اينها در تمام موارد هر يك داراى معناى جداگانهاى است با اينكه موردى هم هست كه همه اين الفاظ در يك معنا استعمال مىشود) مثلا در باره خاطرات و افكارى كه براى انسان پيدا مىشود ميگويند اين از خاطرات عقل است و فلان خاطره از خاطرات روح است و ديگرى از خاطرات نفس است و آن يك از خاطرات قلب است و بالنتيجه بيننده اين مطالب متوجه اختلاف معانى نميشود البته هر موردى از قرآن و اخبار كه لفظ قلب بكار برده شده منظور همان معنائى است كه فهم و درك انسان و شناختن حقائق اشياء بستگى