ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٢٤ - اخبار
خست و دنائت نهى ميكند قرآن حد وسطى براى اين كار تعيين كرده نه اينكه انسان هر چه دارد بديگران بخشيده و خود تهى دست بماند آنگاه دست بدعا بردارد كه خدايا بمن روزى ده.
خداوند اين چنين دعائى را مستجاب نميكند زيرا رسول اكرم ٦ فرمود: چند دسته از امت دعايشان هرگز مستجاب نميشود ١- كسى كه بر ضرر پدر و مادر خود دعا كند و براى آنها بدى بخواهد. ٢- كسى كه مالش را بديگرى قرض داده و گواه و سندى از او نگرفته و طرف مال او را خورده چون اين شخص بدست خودش راه را بر خود بسته با اينكه خداوند دستور داده هنگام قرض از طرف سند كتبى بگيريد. ٣- كسى كه از خداوند دفع شر زن خويش را بخواهد با اينكه چاره اين كار در دست خود او است او ميتواند اگر واقعا ناراحت است او را رها كند ٤- شخصى كه در خانه خود نشسته و دست روى دست گذاشته و براى تامين هزينه زندگى هيچ گونه فعاليت ندارد و ميگويد خدايا روزى مرا برسان خداوند در جواب او ميگويد: بنده من مگر نه اين است كه من راه حركت و كوشش را براى تو باز كردهام و اعضاء و جوارح صحيح و سالم بتو دادهام و عذر تو را در انجام دستورات خود قطع نمودهام و حجت را تمام كردهام كه در راه فعاليت گام بردارى و بار دوش ديگران نباشى البته اگر با مشيت كلى سازگار بود بتو روزى فراوان خواهم داد و اگر هم با مصالح نظام كلى آفرينش منطبق نشد البته تو سعى خود را انجام داده و معذور هستى و كمتر از انتظار و توقع تو بتو خواهد رسيد. ٥- كسى كه خداوند باو مال و ثروت فراوان داده و او با بذل و بخششهاى زياد آنها را از بين برده و بعد دست خود را بدعا برداشته كه خدايا بمن روزى بده. خداوند در جواب او ميگويد: مگر من بتو روزى فراوان ندادم؟ چرا ميانه روى نكردى مگر من بتو دستور ندادم كه در بذل و بخشش بايد ميانه روى كرد و از بخششهاى زياد نهى نكردم. ٦- كسى كه در دعايش چيزى كه موجب قطع رحم شود بخواهد (يا كسى كه دعا كند در حالى كه قطع رحم نموده است).
خداوند در قرآن طرز انفاق و كيفيت و چگونگى بخشش را به پيغمبرش آموخته و قضيه از اين قرار بود كه مقدارى طلا پيش پيغمبر بود و حضرت ميخواست آنها را بمصرف برساند و ميل نداشت حتى يك شب آن پول در خانهاش بماند لهذا در يك روز تمام آن طلاها را انفاق كرد و چيزى باقى نماند. صبح بعد سائلى آمد و درخواست كرد ولى پيغمبر چيزى نداشت كه باو بدهد آن شخص سائل پيغمبر را ملامت و سرزنش كرد پيغمبر هم چون چيزى نداشت كه باو بدهد غمناك و ناراحت شد با اينكه خيلى رءوف و مهربان هم بود در اينجا است كه خداوند براى تعليم پيغمبر ٦ اين آيه را نازل فرمود: (نه دستهاى