ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٢٢ - اخبار
ضبط نما آنچه را ميگويم كه براى دنيا و آخرت تو مفيد است اگر با داشتن اين مطالب كه ميگويم) بميرى بر طبق حق و سنت مردهاى نه در حال بدعت بتو بگويم زمان رسول خدا ٦ و دوران آن حضرت زمان دشوارى و فقر و تهيدستى مسلمين بود (اگر روش آن حضرت در لباس و خوراك روش خاصى بود و با وضع كنونى من فرق داشت از لحاظ اقتصاد زمان بود چون سطح زندگى مسلمين در آن زمان در سطح بسيار نازل و پائين بود حضرت هم بايد در وضع زندگى با آنها هماهنگ باشد) ولى هنگامى كه دنيا روى آورد و درآمدها بهتر شد سزاوارترين مردم باستفاده از نعمتهاى دنيا نيكانند نه نابكاران و مؤمنانند نه منافقان و مسلمانانند نه كفار بنا بر اين چه انكار و اعتراضى بر من دارى؟ به خدا سوگند در عين حال كه زندگى من اين طور است كه مىبينى از آن موقعى كه بحد رشد و بلوغ رسيدهام صبح و عصرى بر من نگذشته كه خداوند حقوق مالى بر من فرض كرده باشد مگر اينكه من آن حق را بمحل مقرر آن رسانيدهام. سپس سفيان رفت و بعدا همفكران او از همان گروهى كه بزهد و پارسائى تظاهر داشتند و مردم را بهمان روش خود كه پوشيدن لباسهاى كثيف و نپرداختن بنظافت و پاكيزگى است دعوت ميكردند. وارد شدند و به حضرت عرض كردند اين رفيق ما (سفيان) از بحث و گفتگو با شما درمانده و احاطه كامل بادله و منطق و برهان علمى ما نداشته. حضرت فرمود: شما دليل و حجت خود را بيان كنيد. آنان گفتند تمام دليلهاى ما بر پايه كتاب خدا استوار است. فرمود (بسيار خوب) بهترين دليلى كه در مقابل آن بايد تسليم شد و از او پيروى و متابعت نمود همان قرآن است. بگوئيد و بياوريد آن دليلها را. هم مسلكان گفتند ما دو آيه از قرآن براى صحت و درستى مسلك خود مىآوريم.
خداوند در قرآن كريم گروهى از صحابه را اين طور ستايش ميكند در عين اينكه خودشان در تنگدستى و زحمتند ديگران را بر خويش مقدم ميدارند و كسانى كه خود را از صفت بخل محفوظ دارند آنها رستگارانند سوره حشر ٩ و در جاى ديگر ميفرمايد: در عين اينكه بغذا احتياج و علاقه دارند آن را بفقير و يتيم و اسير ميخورانند سوره دهر ٨ و ما را همين دو آيه كافى است يك نفر كه در آن مجلس حضور داشت گفت آنچه ما تا كنون از شما ديدهايم اين است كه شما از خود زهد نشان ميدهيد و اين را وسيله كرده تا مردم را باموال خودشان بىعلاقه كنيد تا بشما بدهند و شما عوض آنها بهرهمند شويد امام ٧ فرمود فعلا اين حرفها را رها كنيد اينها فائده ندارد بعد حضرت رو بجمعيت كرد و فرمود آيا شما كه بقرآن استدلال ميكنيد محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ قرآن را تميز ميدهيد و هر كس از اين امت اسلامى كه گمراه شد از همين راه گمراه شد و بهلاكت و