ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٥٢ - اما اخبار و روايات در اين باب
پاسخ داده شده كه انسان وسوسهگر چون مانند جن نيست و آن جسم لطيفى كه شيطان جنى دارد انسان ندارد بنا بر اين اگر انسان وسوسه گر نتواند در باطن و داخل آدم نفوذ لازمهاش اين نيست كه شيطان جنى هم نتواند نفوذ كند (اينها مطالبى است كه بعضا گفتهاند) سپس ذات مقدس بارى تعالى (در مقابل اين تسلط و احاطه كه براى شيطان قرار داده) عنايتى هم دارد كه براى انسان نگهبانانى از جنس ملائكه مقرر فرموده و نيروى الهام و القاء خاطرات نيك را در انديشه انسان بآنان داده است در مقابل خاطرات بد شيطانى كما اينكه روايت شده كه آدمى ارتباط و تماسى با فرشته و تماسى هم با شيطان دارد ارتباط با فرشته عبارت از وعده خير و ترغيب به نيكى و تصديق بحق هر كس چنين حالتى در خود احساس كرد شكر و سپاس خدا را بجا آورد و تماس شيطانى وعده شر و ترغيب به بدى و تكذيب نمودن حق است هر كس متوجه اين مرض درونى شد از شر شيطان بخدا پناه برد در كتاب نهايه ابن اثير (كتاب لغت) در باره روايت ابن مسعود كه گفته (براى هر انسانى دو نحوه ارتباط هست يكى با ملك و فرشته و ديگرى با شيطان) در توضيح كلمه (لمه) كه در روايت هست چنين گفته لمه يعنى خاطراتى كه در قلب پيدا مىشود منظور نزديك شدن فرشته و شيطان است بانسان آنچه از خاطرات نيك باشد از ناحيه ملك است و هر چه از قبيل خاطرات و افكار پليد باشد از شيطان است.
٤- خصال ج ١ ص ١٨ امام ششم ٧ از رسول اكرم ٦ نقل ميكند كه فرمود در انسان قطعه گوشت و عضوى هست كه صحت و سلامت ساير اجزاء و اعضاء و بيمارى آنها بستگى به صحت و بيمارى او دارد و او قلب و دل آدمى است.
٥- تفسير عياشى در تفسير آيه خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ برنامههاى ما را با نيروى هر چه تمامتر محكم بگيريد اعراف ١٧١) استحق بن عمار ميگويد سؤال كردم منظور نيروى بدنى و جسمى است يا نيرو و قوه قلب است فرمود هر دو.
٦- خصال ج ١ ص ١٨ عبد اللَّه فرزند عمر و ابو هريره از پيغمبر اسلام ٦ نقل نمودهاند كه فرمود اگر دل انسان پاك شد تمام بدن پاك خواهد بود و اگر دل ناپاك و پليد باشد بدن و اعضاء هم ناپاك خواهد بود (تمام اجزاء بدن فرما- نبر و كارگذاران مركز اراده و قلب هستند).
٧- امالى صدوق ص ٢٩٢ امام ششم ٧ فرمود. پيغمبر فرموده بدترين كورىها و نابينائىها كور دلى است.
٨- امالى طوسى در ضمن سفارشها و تذكراتى كه على ٧ به فرزندش امام مجتبى دارد آمده است. فرزندم. از جمله گرفتاريها بىچيزى و تهيدستى است و