ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٥٣ - اما اخبار و روايات در اين باب
سختتر از آن بيمارى تن است. و سختتر از آن بيمارى دل است. و از جمله نعمتهاى (با ارزش) داشتن ثروت است. و بهتر از دارائى تندرستى است. و با ارزشتر از آن پرهيز كارى قلب و دلها است.
٩- معانى الاخبار ابو حمزه ثمالى از امام پنجم نقل كرده كه فرمود: دلها بر سه گونه است: ١- قلب وارونه و واژگون كه هيچ گونه ظرفيت براى فرا گرفتن خوبى ندارد و آن دل كافر است ٢- قلبى كه در آن نقاط تاريك و سياه وجود دارد خوبى و بدى هر دو در آن راه دارد و با هم در كشمكش هستند هر يك از اين دو قويتر شد او بر دل حكمفرما مىشود ٣- قلبى كه كاملا باز است و در او چراغ درخشانى است كه تا قيامت خاموش نميشود و آن دل مؤمن است.
١٠- معانى الاخبار حضرت باقر ٧ فرمود دلها چهار دسته است ١- دلى كه در او هم نفاق هست هم ايمان (در نوسان است گاهى خاطرات بد دارد و گاهى خاطرات نيك) ٢- قلبى كه وارونه است ٣- قلبى كه مهر بر او زده شده ٤- قلبى كه درخشان و نورانى است سعد خفاف (راوى روايت) گويد عرضه داشتم چگونه درخشان است فرمود در آن حالت و هيئتى است مانند چراغ- روشن اما قلب مهر زده و بسته قلب منافق است و اما قلب وارونه آن دل مشرك و بت پرست سپس حضرت اين آيه را خواند أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ سوره ملك سوره ٢٣) آيا آن كس كه برو در افتاده (در حالى كه جايى را نمىبيند) راه را بهتر يافته يا كسى كه در حال اعتدال بر متن راه راست ميرود- اما قلبى كه در او نفاق و ايمان هست آنان گروهى هستند در طائف (منظور مثال است) كه اگر اجلش در حال نفاق فرا رسد در هلاكت و شقاوت است و اگر در حال ايمان بميرد نجات مىيابد.
١١- خصال ج ١ ص ١١٥ امام پنجم از رسول خدا ٦ نقل ميكند كه فرمود: از نشانههاى شقاوت و تيره روزى خشكى چشم و سختى دل و حرص زياد براى زندگى و گناه دنبال گناه كردن است.
١٢- خصال ص ١١٥ در سفارشات و بيانات پيغمبر براى على ٨ فرمود يا على چهار خصلت از اثر شقاوت است. ١- خشكى چشم (حالت گريه از خوف خدا در انسان نباشد) ٢- و سختى دل ٣- آرزوى دور و دراز ٤- دوست داشتن عمر زياد.
١٣- علل الشرائع امير مؤمنان على ٧ فرمود شگفت انگيزترين اعضاء انسان قلب او است كه در او سرمايهها و منابع دانش و حكمت هست و حالات ضد آن را نيز دارد. اگر در موردى اميدوار شود طمع خوارش خواهد كرد. اگر صفت طمع او را بجنبش