ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٥ - اما اخبار و روايات در اين باب
خدا در باره آنان فرموده (شما مؤمنان مانند آنان نباشيد كه بكلى خدا را فراموش كردند و خدا هم خود آنها را از يادشان برد و آنان در واقع بدكارانند (سوره حشر ١٩) بنا بر اين شناخت قلب و حالات و اوصافش اصل و پايه دين و اساس راه رهروان بسوى حق است.
پس از اين مقدمه بدان كه كلمه و واژه- نفس- روح- قلب- عقل- (اين چهار كلمه) الفاظى هستند كه معانى آنها نزديك و شبيه يك ديگر است. اما لفظ قلب در دو مورد استعمال مىشود ١- گاهى قلب گفته مىشود و منظور همان قطعه گوشت صنوبرى شكل است (كه معمولا باندازه يك دست بسته و بهم آمده است) كه در قسمت چپ سينه انسان قرار دارد و او گوشت مخصوصى است كه درون آن خالى و تهى است و در همان قسمت خون سياه رنگى است و او منبع و سرچشمه روح حيوانى است و اين چنين قلبى در تمام حيوانات هم هست بلكه در بدن شخص مرده هم هست.
٢- گاهى هم قلب گفته مىشود و مقصود آن موجود لطيف و روح ربانى و آسمانى است كه با اين قلب گوشتى ارتباط خاصى دارد و افكار دانشمندان در نحوه ارتباط و علت تعلق اين موجود لطيف با اين قطعه گوشت متحير و سرگردان است چون كيفيت اين ارتباط و تعلق نظير تعلق اعراض و رنگها باجسام است و نظير ارتباط وصف با دارنده وصف و يا نظير ارتباط صنعتگر با ابزار و آلات صنعت و ارتباط جايگزين با آن جايگاه و مكان است و تحقيق اين مطلب بستگى دارد به پى بردن و روشن شدن اسرار و ماهيت وجودى روح انسان و چون در اين قسمت رسول اكرم ٦ سخنى و بيانى ندارد ديگران هم مناسب نيست كه در اين قسمت (كشف حقيقت روح) وارد شوند. و اما لفظ روح آن هم بدو معنا اطلاق و در دو مورد استعمال مىشود.
١- روح حيوانى و جسم لطيف كه از آن فضاى پر از خون قلب سرچشمه گرفته و بواسطه عروق و شريان و رگها در تمام قسمت بدن سارى و جارى است.
و جريان اين روح در بدن و رسيدن نور حياة و زندگى و حس و ادراك و نيروى شنوائى و بينائى و بويائى و پيدايش اينها در اجزاء مناسب بدن همانند پيدايش نور و روشنائى است در اطراف و زواياى خانه از اثر گردش دادن چراغى روشن در آن خانه كه اين چراغ به هر نقطه برسد آنجا را روشن ميكند (كه در اين مثل چراغ و خانه سه چيز هست ١- روشنائى خانه ٢- چراغ روشن ٣- گردش چراغ) در خانه بدن هم- حياه و زندگى نظير روشنائى كه بر در و ديوار خانه پيدا مىشود- روح حيوانى هم بجاى چراغ ظاهرى- جريان و حركت روح در تمام اعضاء و جوارح نظير حركت چراغ در اطراف خانه بوسيله محرك و عامل گردش- ضمنا در اصطلاح اطباء و پزشكان لفظ روح در اين معنائى كه گفته شد