ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٨٣ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
وقتى كه مردم اجتماع كردند و سواران از هر مكانى وارد شدند هاشم ٧ هم بر آنان وارد شد، منبرى از براى او نصب شده بود، حضرت هاشم بالاى آن منبر در حال سكوت نشست و تكلم نكرد. قريش گفتند: اى ابو نضله نداى تو براى (چه) امرى بود؟ (ما را از آن) آگاه كن زيرا كه سينهها بجهت آن بتنگ آمدهاند، حضرت هاشم فرمود: بخدا قسم كه سينهها در آن موقعى كه شتران نر حاضر شوند و در شقاشق[١] خود نفخ كنند و هر شخص بد زبان و مايل بظلمى دم بجنباند تنگتر خواهند شد.
پس چگونه خواهيد بود در وقتى كه نظير تنه درختى در بيابان باشيد كه شبان با گوسفندان آن را احاطه كرده باشد و شاخههاى خشكشده آن را درو كند پس اشخاص بزرگ در نزد آن تنه درخت جاده سهل خود را بپاى برهنه شتر و سم بزها خواهند بخشيد و هر بيابان وسيع كه رفتن ببالاى آن دشوار است تواضع خواهند كرد پس وقتى كه اينطور شد تير و كمان به يكديگر كوبيده خواهد شد، درخت خاردار با باغها بگردش خواهد افتاد، ذليل قوم بر قوم خود سيادت و آقائى خواهد نمود، شخص متبوع از شخص تابع خود متابعت خواهد كرد، امواج (زندگى) عرب مضطرب ميشود، سنگهاى قريش اصطكاك پيدا ميكنند، آنجا است كه قريش امر خود را انكار ميكند.
آنگاه قبيله قريش گفتند: يا ابا نضله! ابر تو (چون) رعدى است كه قبيله را غرق كند (اين جمله ضرب المثلى بود) قول خود
[١] شقاشق: چيزى است نظير ريه كه هرگاه شتر به هيجان مىآيد آن را از دهان خود خارج ميكند- المنجد.