ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٨٤ - سخنان كوتاه پيغمبر
در آن حينى كه آن شخص عالم صفات و علامات حضرت موسى را بيان ميكرد ناگاه حضرت موسى ٧ از شكار در حالتى كه سوار بر استر شهباء[١] بود و پوستين پوشيده بود وارد شد و نزد آنان توقف فرمود.
همينكه آن عالم سر خود را بلند كرد و نظرش بموسى افتاد بسوى آن حضرت دويده گفت: خدا تو را رحمت كند نام تو چيست؟
فرمود: نام من موسى بن عمران است آن عالم فورا بدست و پاى موسى افتاده آنها را بوسيد و آن قوم را ستور داد تا دست و پاى آن بزرگوار را بوسيدند و گفتند: خدا را حمد ميكنيم كه قبل از مردن ما تو را بما ارائه كرد، موسى ٧ فرمود: اميدوارم كه بهمين زودى راه و فرجى براى شما پيدا شود، موسى ٧ آنها را شيعه خود قرار داد.
بعد از آن موسى بن عمران ٧ مدت بضع و ده سال[٢] غائب شد، پس از آن خانه وارد كشتى شد و يكى از شيعيان خود را ديد كه با مردى از آل فرعون مقاتله ميكند و قبطيها هم آب و هيزم و سنگ براى بنى اسرائيل حمل ميكردند. روايت شده: آن مردى كه با شيعه موسى ميجنگيد طباخ فرعون بود و هيزمى را بعهده شيعه موسى نهاده بود كه حمل كند و او نميتوانست حمل نمايد لذا او را ميزد، چون موسى ٧ ديد كه آن شيعه از آن حضرت طلب يارى ميكند كه با قبطى بجنگد، موسى ٧ آن مرد قبطى را كشت و داخل خانه گرديد و اين خبر در شهر منتشر شده و بگوش پادشاه رسيد، پادشاه ميدانست كه موسى هر وقت خارج شود طباخ او را خواهد كشت لذا بعدهاى
[١] شهباء: رنگ سفيد و سياهى است كه با يكديگر آميخته شده باشد المنجد.
[٢] بضع: از( ٣) سال تا( ٩) سال است- المنجد.