ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٧٣ - سخنان كوتاه پيغمبر
وقتى كه خارج شد و پدر و برادران او را ديدند سجده شكر براى خدا بجاى آوردند، در اين موقع بود كه يوسف ٧ گفت: اين تعبير خوابى بود كه من قبلا ديده بودم حقّا كه خدا خواب مرا بر حق گردانيد، حضرت يعقوب مدّت دو سال با يوسف عليهما السّلام در مصر بود، همينكه وفات يعقوب نزديك شد خدا به او وحى كرد كه مواريث انبياء و نور و اسم أعظم را بيوسف ٧ تسليم نمايد، پس حضرت يعقوب يوسف را با جميع فرزندان خود خواست و يوسف را وصىّ خود قرار داد و قبض روح شد، سنّ حضرت يعقوب (در موقع وفات) (١٤٦) سال بود.
٢٧- يوسف بن يعقوب عليهما السّلام
بعد از حضرت يعقوب ٧ حضرت يوسف قائم مقام آن حضرت شد و جنازه پدر را مقابل خود نهاد و مدت چهل روز بر پدر بزرگوار خود گريه كرد و صفات پسنديده يعقوب را يادآور ميشد تا اينكه پادشاه آن زمان با بزرگان مملكت خود در حضور حضرت يوسف آمدند و با او تكلّم نموده او را (راجع به مصيبت پدر) موعظه كردند.
حضرت يوسف جنازه پدر خود را از مصر به بيت المقدّس حمل كرد تا او را نزد پدران بزرگوارش مدفون نمايد. چون وارد بيت المقدّس شدند ديدند كه عيص به بيت المقدّس مراجعت كرده است، عيص از دفن حضرت يعقوب ٧ جلوگيرى كرده با آنها بنزاع پرداخت، آنگاه ابن شمعون كه مرد شجاعى بود به عيص حمله كرد و او را كشت پس عيص با حضرت يعقوب در يك مكان دفن شدند.
بعد از آن حضرت يوسف ٧ بسوى مصر مراجعت كرد و دائما