ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٤٣ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها (پند، حكمت، امر بمعروف، نهى از منكر و »
عالى و بزرگ است، بعد از آن بمن فرمود: اگر بخواهى خدا تو را مىآمرزد، وقتى كه آن حضرت وارد بغداد شد اسحاق بن ابراهيم با عدهاى از سرلشكران استقبال كرده آن حضرت را ملاقات نمودند.
١٦- از خضر بن محمّد بزاز روايت شده كه گفت: در خواب ديدم گويا: در كنار دجله مدينة السلام (يعنى كاظمين) جنب پل ايستاده بودم، جمعيت زيادى هم اجتماع كرده بودند، مزاحم يكديگر ميشدند، ميگفتند: خانه كعبه بجانب ما روآور شده، ناگاه در آن حال بودم كه ديدم خانه كعبه با پرده و پارچههائى كه داشت آمد، از روى زمين عبور كرد تا از طرف غربى پل بطرف شرقى پل رفت، مردم بدور آن طواف ميكردند و در جلو آن بودند تا داخل خانه خزيمه گرديد. پس از چند روز من براى حاجتى از منزل خارج شدم، نزديك همان پل رسيدم. مردم را ديدم كه اجتماع كرده بودند، ميگفتند: ابن الرضا ٧ از مدينه آمد، من ديدم آن حضرت بر اسب بزرگى سوار است و بطور آهستگى از پل عبور ميكرد، مردم هم از جلو و عقب آن بزرگوار ميرفتند، آمد تا داخل خانه خزيمة بن حازم شد.
من دانستم آمدن امام على النقى ٧ تعبير همان خوابى است كه ديده بودم. بعدا آن حضرت بجانب سرّمنرأى حركت كرد عدهاى از ياران متوكل با آن بزرگوار ملاقات كردند و امام ٧ بر آنان وارد شد، متوكل از آن حضرت احترام و پذيرائى كرد، بعد از آن از نزد متوكل بجانب منزلى كه برايش آماده كرده بودند مراجعت كرد.