ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٠٤ - موعظه، زهد، حكمت
مولاى خود امام رضا ٧ و جنازه او را در مكان غسل دادن بگذار! او را نظير پيغمبر خدا صلى اللّه عليه و آله با لباسهايش غسل بده. همينكه آن حضرت از غسل دادن پدر بزرگوارش فارغ شد بر جنازه آن حضرت نماز خواند، من نيز با امام جواد ٧ نماز خواندم، پس بمن فرمود: اين گمراه (يعنى مأمون) را آگاه كن كه چيزى از غسل و كفن امام رضا را ناقص نكند، هرگز استطاعت اين كار را نخواهد داشت.
جنازه حضرت امام رضا ٧ در پيش چشم من بود تا سپيده صبح دميد، ناگاه ديدم مأمون با جماعت زيادى آمد، ترس از او مرا مانع شد كه شروع بسخن گفتن نمايم. مأمون بمن گفت: اى عبد الرحمن بن يحى! چه چيزى باعث شد كه شما دروغ بگوئيد، مگر گمان شما اين نيست كه هيچ امامى از دنيا نميرود مگر اينكه فرزند و جانشين او متصدى امر غسل و كفن او خواهد؟ اين جنازه امام رضا ٧ است كه در خراسانست و محمّد فرزند او در مدينه است؟.
عبد الرحمن ميگويد: در جواب مأمون گفتم: يا امير المؤمنين شما ابتداء بسخن گفتن كردى، اينك گوش كن، مولاى من امام رضا ٧ ديروز جريان شهادت خود را براى من فرمود، بخدا قسم هنوز وقت نماز مغرب نرسيده بود كه آن حضرت درگذشت، وقتى كه من نزديك جنازه او رفتم ناگاه از عقب خود صدائى شنيدم كه بمن فرمود:
صبر كن؛ و ما بقى جريان را براى مأمون نقل كردم.
مأمون گفت: نشانى امام جواد را براى من بگو! من نشانى لباسهاى آن حضرت را با آن ديوارى كه از آن خارج شده بود براى