ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٣٣ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
محمّد بن مسلم ميگويد: من نزد چوپان رفتم و گفتم: اين گوسفندى را كه من مىبينم بچه خود را صدا ميزند احتمال ميدهم قبل از اين بچه آن را گرگ در اين موضع خورده باشد؟ گفت: آرى اين موضوع در سال گذشته اتفاق افتاده است.
٥- روايت شده كه اسود بن سعيد در حضور امام محمّد باقر ٧ بود امام باقر فرمود: ما حجتهاى خدائيم، ما زبان گوياى خدائيم، ما وجه خدائيم، ما واليهاى امر پروردگاريم. بعد از آن فرمود: اى اسود بين ما و زمين يك ريسمانكارى نظير ريسمانكار بنائى است، وقتى ما بخواهيم زمين را امرى بكنيم آن ريسمانكار را جذب ميكنيم و آن موضع از زمين نزد ما مىآيد.
٦- از حكيم بن ابو نعيم روايت شده كه گفت: من در مدينه بحضور امام محمّد باقر ٧ مشرف شدم، عرض كردم: مرا در بين ركن و مقام نذرى است كه اگر تو را ملاقات نمايم از مدينه خارج نشوم تا اينكه بدانم تو قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و آله هستى يا نه؟، امام باقر بمن جوابى نگفت، من مدت سى روز در مدينه اقامت كردم تا اينكه يك روز در بين راه به امام باقر برخورد كردم، امام بمن فرمود: تو كه هنوز در اينجائى؟
گفتم: من كه بشما گفتم: چه نذرى كردهام ولى شما بمن دستورى ندادى! فرمود: صبح زود بيا نزد من، صبح زود خدمت آن حضرت رفتم فرمود: حاجت خود را بگو! گفتم: من روزه و صدقهاى نذر كردم كه اگر تو را ملاقات كنم از مدينه خارج نشوم تا اينكه بدانم تو قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و آله هستى يا نه، اگر تو قائم باشى من با تو ارتباط پيدا كنم و الا دنبال كار خود روم؟.