ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٣٢ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
٢- از عدهاى از ياران امام باقر ٧ روايت شده كه گفتند: ما با آن حضرت بوديم، زيد بن على بن أبي طالب از نزد امام محمّد باقر عبور كرد، امام ٧ فرمود: اين برادر مرا مىبينيد؟، بخدا قسم كه در كوفه خروج ميكند، بدنش بالاى دار ميرود، سرش را در كوچه و بازارها ميگردانند.
٣- روايت شده كه ياران امام محمّد باقر در حضور آن حضرت بودند، كبوتر نرى با ماده خود نزد امام ٧ آمدند، ساعتى توقف كردند و پريدند؛ امام باقر فرمود: ما منطق پرندگان را ميدانيم، همه جور نعمتى بما عطا شده، هر چيزى براى ما بيشتر از بنى آدم شنوا و و فرمانبردار است، هر چيزى بيشتر از اين امت حق ما را مىشناسد، اين كبوتر بزوجه خود بدبين شده، آن را نزد من آورد. و شكايت آن را بمن مينمايد، براى كبوتر نر بحق ولايت قسم خوردم كه زوجه تو خيانت نكرده زيرا كه جفت تو راستگو است، آن را از آزار دادن زوجهاش نهى كردم، زيرا حيوانى و پرندهاى نيست كه بولايت و دوستى ما خانواده قسم دروغ بخورد مگر فرزندان آدم پس آن دو كبوتر صلح كردند و پريدند.
٤- از محمّد بن مسلم روايت شده كه گفت: من با امام محمّد باقر در راه مكه بوديم، گوسفندى را ديدم كه از گله عقب افتاده بود، بچه خود را صدا ميزد و بسرعت راه ميرفت. امام محمّد باقر ٧ فرمود:
آيا ميدانى كه اين گوسفند به بچه خود چه ميگويد؟ گفتم: نه فرمود:
به بچه خود ميگويد: زود بيا وارد گله شو، برادر تو در سال گذشته از من و گله عقب افتاد كه گرگ آن را در ربود.