ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٩١ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
زمين رسيد، طرف سوم آن باطراف آسمان رسيد، چهارمين طرف آن بزمين فرو رفت و از زمين تجاوز كرد.
در آن بينى كه من بآن زنجير سفيد نگاه ميكردم ناگاه ديدم كه آن زنجير با سرعت بيشتر از يك چشم بهم زدن درخت سبزى شد كه بينندگان سبزتر و نيكوتر آن نديده بودند، بعد از آن ديدم كه دو شخص نيكو نزد من ايستادهاند به يكى از آنان گفتم: تو چه كسى هستى؟ گفت: تو مرا نمىشناسى؟ گفتم: نه، گفت: من پدر تو نوح هستم كه رسول پروردگار عالميانم، بشخص دومى گفتم،. تو چه كسى هستى؟ فرمود: من پدر تو ابراهيم، خليل پروردگار عالميانم، بعد از آن بيدار شدم.
بعبد المطّلب گفتند: اگر خواب تو راست باشد يك كسى از تو بوجود مىآيد كه اهل آسمانها و زمين به او ايمان مىآورند و در ميان مردم مهتر و بزرگ آشكارى خواهد گرديد. حضرت عبد المطّلب مراجعت كرد، زمانى در همان حال بود، نميدانست كه با چه زنى ازدواج نمايد تا اينكه در عالم خواب ديد: بايد با فاطمه دختر عمرو بن عامر مخزومى ازدواج كند پس عبد المطّلب آن زن را تزويج كرد و صد ناقه قرمز را مهر او قرار داد، فاطمه از حضرت عبد المطّلب حامله شد و ابو طالب را متولد كرد، بعد از آن نيز حامله شد و زبير را زائيد، حضرت عبد المطّلب زمانى را بهمان حال بود و نور حضرت نبوى از صورت مبارك او برطرف نشد.
در يكى از روزها كه حضرت عبد المطّلب در وقت ظهر از شكار برگشت تشنه بود، اظهار تشنگى ميكرد، در خانه (كعبه) آب