ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٨٩ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
من بوده. ابرهه گفت: پس شما گروهى هستيد كه از لحاظ فخر و شرف با پادشاهان نبرد ميكنيد؟ آنگاه ابرهه متوجه نگهبان فيل فيل سفيد شد- آن فيلى كه بسيار بزرگ و سفيد بود، داراى دو دندان بود كه بدر و جواهرات مرصع بودند، ابرهه بوسيله آن فيل بپادشاهان زمين فخريه و مباهات ميكرد، آن فيل در ميان فيلها به ابرهه سجده نميكرد- و گفت: آن فيل را خارج كن! فيلبان آن فيل را در حالى كه زينت شده بود خارج نمود.
همينكه نظر آن فيل بحضرت عبد المطّلب ٧ افتاد نظير شترى كه بخوابد خوابيد و براى حضرت عبد المطّلب سجده كرد و با زبان عربى آشكار صدا زد: السلام على النور الذي فى ظهرك يا عبد المطلب سيد قريش[١] تو صاحب عزت و بلندى مقام و شرف گرديدى.
وقتى كه ابرهه مقاله فيل را شنيد لرزه بر اندامش افتاد و گمان كرد كه مقاله فيل سحر است لذا در همان ساعت فرستاد تا كليه ساحرهاى مملكت او را در حضورش جمع كردند و ابرهه بآنان گفت: مرا از جريان اين فيل خبردار كنيد! اين فيل تا كنون براى من سجده نكرده ولى براى حضرت عبد المطّلب سجده كرد؟.
ساحرها در جواب ابرهه گفتند: اى پادشاه اين فيل براى عبد المطّلب سجده نكرده است بلكه از براى آن نورى كه از پشت عبد المطّلب در آخر الزمان خارج ميشود سجده كرده، آن نور را محمّد صلى اللّه عليه و آله ميگويند، حضرت محمّد مالك شرق، غرب، صحرا، دريا، زمين
[١] يعنى سلام بر آن نورى كه در پشت تو ميباشد اى عبد المطلب اى سيد و بزرگ قريش- مترجم.