ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٨٤ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
را تفسير كن تا ما آن را بدانيم و اين امر را كاملا شرح بده تا ما آن را بفهميم؟!.
حضرت هاشم فرمود: اين امر امر عجيبى است، گويا كه بهمين زودى تابع آن عزيز و دافع آن ذليل خواهد شد، بنابراين من سبقت ميگيرم و پشتيبان آن ميشوم، قتال ميكند و ظفر مىيابد، جنگ ميكند و نصرت خواهد يافت آنگاه مكه مال قريش نخواهد بود و مردان قريش مىبينند قوم و خويشانى كه از تابعين او هستند چون شتر (تشنه) كه در اطراف چاه آب باشد از او نگاهدارى ميكنند. بخدا قسم اينكه من ميگويم حتما عملى خواهد شد، اگر من او را درك ميكردم بخدا قسم كه او را حمايت ميكردم نظير حمايت كردن شير از بيشه خود، در پيش او زد و خورد ميكردم نظير زد و خورد كردن شتر نر تيزرو كه در هيجان باشد و براى شتر ماده دفاع كند.
پس آنجا است كه پرنده تخمهاى خود را از دست ميدهد، زنى كه داراى يك فرزند باشد فرزند خود را گم مينمايد، خطيب قبيله گنگ خواهد گرديد و حيوانات پا شكسته پيش مىآيند. بخدا قسم كه همينطور ميشود و حتما ظاهر خواهد شد و اگر بينى مردانى كه آهسته آهسته براى من سخن ميگويند بخاك ماليده شود جواب نخواهم گفت.
راوى گويد: آن حضرت خارج شد و بعزّت جان سپرد.
موقعى كه عبد المطّلب ٧ بالغ شد روزى پدر بزرگوارش او را در كنار خانه (كعبه؟) ديد كه چشمانش سرمه كشيده و بدنش روغن مالى و بحلّهاى از حلّههاى بهشتى پوشيده شده است، هاشم ٧ متحير بود و نميدانست كه چه شخصى حضرت عبد المطّلب را اينطور زينت