ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٨٠ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
فرزند خود فهر كه چهلمين وصى بود وصيت كرد.
[٤١- غالب]
فهر پسر خود غالب را كه چهل و يكمين وصى بود وصى قرار داد.
[٤٢- لوى]
غالب ٧ به پسر خود لوى كه چهل و دومين وصى بود وصيت كرد.
[٤٣- كعب]
لوىّ امر وصيّت را بفرزند خود كعب كه چهل و سومين وصى بود واگذار نمود.
[٤٤- مره]
كعب هم به مره كه چهل و چهارمين وصى بود وصيت فرمود.
[٤٥- كلاب]
مره امر وصيت را به كلاب كه چهل و پنجمين وصى بود محوّل كرد.
[٤٦- قصى]
كلاب به قصى كه چهل و ششمين وصى بود وصيت كرد.
[٤٧- عبد مناف]
قصى هم به عبد مناف ٧ كه چهل و هفتمين وصى بود وصيت نمود.
علت اينكه او را عبد مناف گفتند اين بود كه بر مردم برترى و علوّى پيدا كرد، بسواران اطراف زمين مايل گرديد.
[٤٨- هاشم ٧]
اول فرزندى كه براى عبد مناف متولد شد حضرت هاشم ٧ بود كه چهل و هشتمين وصى بود. آن حضرت را بدين جهت هاشم گفتند كه در مواقع خشكهسالى نان را براى قوم خود تريد ميكرد، سفره و غذاى آن حضرت گسترده و برقرار بود، مسافرين را متحمل ميشد، مردمان خائف را امان ميداد. صفت و آراستگى آن حضرت نظير حضرت اسماعيل بود.
همينكه خداى سبحان حضرت هاشم را بنورانيت اختصاص داد و او را از سائر عرب برگزيد و آن بزرگوار را بر ساير قريش فضيلت داد بملائكه فرمود: شما شاهد باشيد كه من اين بنده خودم هاشم را از چرك (و معصيت) مردم (معمولى) پاك و پاكيزه نمودم و نطفه حضرت محمّد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله را در صلب او ايجاد كردم.
در صورت حضرت هاشم ٧ نورى مثل نور ماه و ستارگان