ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٧٥ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
انجام دادهاى؟؟.
قيدار ٧ گفت: دشمنى مرا تعقيب و ستم نكرده و معصيتى هم انجام ندادهام ولى نور حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله از پشت من منتقل گرديده از اين جهت است كه رنگ من تغيير كرده و بنيه من ضعيف شده است.
يعقوب ٧ فرمود: بهبه تو را بوسيله محمّد صلى اللّه عليه و آله- كه خدا (نور) آن حضرت را بجز در (رحم) زنان پاكيزه عرب خزينه نكرده- شرافت و بزرگوارى خواهد بود. اى قيدار من تو را بشارتى خواهم داد. قيدار گفت: آن بشارت كدام است؟ حضرت يعقوب فرمود: بدان كه زوجه تو غاضره در امشب گذشته پسرى زائيد. قيدار گفت: يا بن عم تو از كجا ميدانى در صورتى كه تو در شهر شام هستى و زوجه من در زمين تهامه است؟.
يعقوب ٧ گفت: من ديدم كه درهاى آسمان گشوده شدند و نورى را چون ماه ديدم كه بين زمين و آسمان كشيده شد و ملائكه را ديدم كه از آسمان بركت و رحمت نازل ميكردند لذا دانستم كه اين موضوع براى خاطر حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله است.
[٢٣- حمل]
راوى گويد: قيدار ٧ آن تابوت را به يعقوب تسليم كرد، وقتى كه بسوى زوجه خود مراجعت نمود ديد زوجه او فرزندش حمل را كه بيست و سومين وصى بود زائيده است. همينكه حمل ٧ كودك نورسى شد قيدار دست او را گرفت و بسوى مكه و مقام و موضع بيت الحرام روان گرديد چون بطرف كوه ثبير رهسپار شد ملك الموت ٧ بشكل آدميزاد شد و او را ملاقات نموده باو گفت: اى قيدار كجا ميروى؟ قيدار گفت: ميخواهم اين پسرم را ببرم و مكه و مقام