ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٥٠ - خطبه آن حضرت معروف به«وسيله»
را روى دو چشم او نهاد و گفت: شفا يابيد چون دست خود را برداشت آن مرد كور بينا شد، بعد از آن پادشاه دائما معجزهاى پس از معجزهاى از شمعون مشاهده كرد تا اينكه پسر پادشاه را كه هفت سال قبل از آن مرده بود زنده كرد. آنگاه پادشاه و جميع اهل مملكتش بشمعون ايمان آوردند و امر حضرت عيسى را بزرگ شماردند تا اينكه درباره عيسى ٧ گفتند آنچه را كه گفتند.
وقتى كه وفات شمعون نزديك شد خداى سبحان به او وحى كرد كه نور و حكمت خدا و جميع ميراثهاى انبياء عليهم السّلام را به يحى ابن زكريا برسم امانت تحويل دهد، شمعون هم اطاعت كرد و وصيت نمود و امانتها را به يحى ٧ سپرد و از دنيا رفت.
٦٠- يحى بن زكريا عليهما السّلام
(بعد از شمعون) حضرت يحى ٧ براى امر خداى تعالى قيام كرد. يكى از قصه يحى اين بود كه حضرت زكريا خدا را خوانده گفت: من از پسر عموهايم مىترسم و زن من هم نازاينده ميباشد. پس (بقدرت خود) از نزد خود ولى (يعنى پسرى) بمن ببخش كه وارث من و آل يعقوب باشد، ملائكه در آن موقعى كه زكريا ٧ در محراب عبادت مشغول نماز بود آن حضرت را ندا در دادند: خدا تو را به حضرت يحيائى بشارت ميدهد كه كلمه خدا را تصديق ميكند و مهتر و خوددار از شهوترانى خواهد بود.
بعد از آن مادر يحى ٧ بآن حضرت حامله شد موقعى كه يحى متولد شد از نهرهاى بهشت غذا داده شد تا آن وقتى كه از شير گرفته