ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٤٩ - خطبه آن حضرت معروف به«وسيله»
كور مادرزاد و مرض پيسى را شفا ميداد و اموات را به اذن خدا شفا ميداد و شيعيان صادق با او بودند، اشخاصى كه به شمعون ايمان مىآورد مؤمن و افرادى كه او را منكر ميشدند كافر و آنهائى كه درباره آن حضرت شك داشتند گمراه بشمار ميرفتند.
شمعون ٧ حواريون را بسوى شهرها روانه ميكرد تا مردم را (بسوى خدا) دعوت كنند. عيسى و شمعون عليهما السّلام هيچ كسى را بطرف روم نميفرستادند مگر اينكه كشته ميشد، شمعون بدو نفر از اصحاب خود فرمود: شما در فلان وقت بطرف روم حركت كنيد ولى آنها قبل از آن وقت معلوم حركت كردند و پادشاه آنان را گرفته حبس كرد.
همينكه آن وقت معهود در رسيد شمعون ٧ بصورت طبيب حركت كرد و هيچ كسى را تحت معالجه قرار نميداد مگر اينكه او را شفا ميداد (و بدين نحو) بر پادشاه غلبه يافت.
بعد از آن پادشاه خوابى ديد و خواب خود را براى شمعون ٧ نقل كرد شمعون گفت: شايد در حبس تو گروهى از مظلومين زندانى باشند؟ پس شمعون پادشاه را دستور داد كه به امور كليه محبوسين رسيدگى شود، پادشاه و شمعون در يك مجلس نشستند و پادشاه بنا كرد به امور زندانيان رسيدگى كردن تا اينكه بآن دو نفر قاصد شمعون رسيد، همينكه از جريان كار آنها سؤال كرد؟ گفتند: ما فرستادگان عيسى هستيم و كور مادرزاد و مرض پيسى را شفا ميدهيم.
پادشاه گفت: شخص كورى را حاضر كنيد، شخص كورى را آوردند كه هيچوقت قوه بينائى نداشته بود، پس شمعون دست خود