ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١١٧ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
اى داود آيا حركت كردن مرا شنيدى آيا محل آمدن من براى تو معلوم است؟ فرمود: نه، عرض كرد: ولى خدا جنبش و نفس كشيدن و حركت كردن و شخص مرا مىبيند پس تو هم صوت خود را آهسته كن.
حضرت داود ٧ زياد دعا ميكرد كه خدا قضاوت بين مردم را آنطور كه نزد خدا بر حق است بآن حضرت الهام فرمايد، خدا به آن بزرگوار وحى كرد كه مردم تحمل اين موضوع را ندارند، داود ٧ دوباره دعا كرد، خطاب آمد كه بهمين زودى خواسته تو عملى ميشود.
بعد از آن دو نفر مرد خدمت داود آمدند و يكى از آنان بر عليه ديگرى از حضرت داود طلب يارى كرد و حضرت داود امر كرد آن مردى كه بحسب ظاهر مجرم و ستمكار بود بلند شود و گردن آن مردى را كه طلب يارى ميكرد بزند او هم اطاعت امر كرد، ولى اين موضوع بنظر بنى اسرائيل بزرگ و ناپسند آمد و گفتند: مرد مظلومى (نزد حضرت داود) آمد و از مرد ديگرى كه در حق او ظلم كرده بود دادخواهى كرد و حضرت داود دستور داد كه آن مرد ظالم گردن آن شخص مظلوم را زد.
داود ٧ گفت: پروردگارا مرا از اين ورطه خلاص كن زيرا كه من امر تو را اطاعت كردم، خدا بآن حضرت وحى كرد: تو از من درخواست كردى كه قضاوت بين مردم را آنطور كه نزد من بر حق است بتو الهام نمايم، بدان كه اين شخصى كه از تو طلب يارى ميكرد و بنظر مردم مظلوم مىآمد پدر آن شخص ظالم را مخفيانه كشته بود و او بنظر مردم ظالم مىآمد (ولى در واقع مظلوم بود) كه