تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤٦ - سخنانى كوتاه از امام صادق
مىكنم تا به شيعيانم برسانى، گفتم: آقاى من! آنها كدام است؟ فرمود: ١- بازگرداندن امانت به صاحبش، ٢- آنچه براى خود مىپسندى براى برادرت نيز بپسند، ٣- اين را بدان كه هر كارى را پايانى است بنا بر اين از عاقبت آن هشيار باش، ٤- تمام امور را حوادثى است ناگهانى پس مواظب باش، ٥- از صعود به كوهى هموار و صاف كه بازگشتى ناهموار و مخوف دارد بپرهيز، ٦- هرگز به برادرت وعدهاى مده كه قادر به وفايش نيستى.
٩٥- خداوند در سه چيز به هيچ كس اجازه بركنارى نداده: ١- نيكى نمودن به پدر و مادر؛ چه خوب باشند و چه بد، ٢- وفا نمودن به عهد؛ چه براى نيكوكار و چه براى تبهكار، ٣- پس دادن امانت به صاحبش چه خوب باشد و چه بد.
٩٦- من به حال سه نفر رحم مىكنم، زيرا مستحقّ رحمند: ١- صاحب عزّتى كه ذليل و خوار گشته، ٢- و توانگرى كه بينوا گشته، ٣- و دانشمندى كه از خاندان خود و نابخردان اهانت مىبيند و اسير دست جاهلان است[١].
٩٧- هر كس كه دل به دنيا بست در سه زيان آن گير افتد: ١- حزن و اندوهى پيوسته و هميشگى و پايان ناپذير، ٢- آرزوئى دست نيافتنى، ٣- و اميدى فراهم ناشدنى.
٩٨- [سرشت] فرد مؤمن نه بر دروغ آفريده شده و نه بر خيانت و دغلى. دو خصلت است كه هيچ گاه در فرد منافق گرد نيايد: ١- سيماى آراسته، ٢- و فهم و درك سنّت.
٩٩- مردمان همچون دندانههاى شانه برابرند. و آدمى همراه برادرش بسيار مىشود. در رفاقت كسى كه آنچه براى خود مىخواهد براى تو نخواهد خيرى نيست.
[١] مولانا گويد:
گفت پيغمبر كه بر اين سه گروه* رحم آريد ار ز سنگيد ار ز كوه:
آنكه او بعد از عزيزى خوار شد* و آنكه بد با مال بىأموال شد و آن سوم آن عالمى كاندر جهان* مبتلا گشته ميان ابلهان زانكه از عزّت به خوارى آمدن* همچون قطع عضو باشد از بدن