تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣١١ - شرح خارج شدن از ايمان
مسلمانان برابر مىشود، اين بود صفت اسلام، و تفاوت فرد مسلمان و مؤمن در اينست كه فرد مسلمان در صورتى مؤمن خواهد بود كه همراه با طاعت ظاهر؛ قلبا نيز مطيع و فرمانبردار باشد، پس در صورتى كه آنها را تنها در ظاهر رعايت كند فقط مسلمان است، و چنانچه اين كار را از دل و همراه با خضوع و قصد تقرّب كه برخاسته از معرفت و آگاهيست انجام داد او مؤمن است، پس ممكن است بنده مسلمانى مؤمن نباشد، ولى بنده مؤمن حتما مسلمان است.
شرح خارج شدن از ايمان
و براستى [فرد مؤمن] توسّط يكى از پنج چيز- كه همگى همانند و معروفند- از ايمان خارج شود: ١- كفر، ٢- شرك، ٣- گمراهى (ضلالت)، ٤- فسق، ٥- و انجام گناهان كبيره.
پس مقصود از كفر هر گناهى است كه از دستور خدا بجهت بىايمانى و عدم قبول و ناچيز شمردن و بىاعتنائى در هر دستور كوچك و بزرگ سرپيچى شود، و انجام دهنده آن كافر است، و اين همان معناى كفر مىباشد، از هر ملّت و فرقهاى كه باشد پس از آن كس كه معصيت و گناهى با اين تعاريف از او سر زند، او كافر است.
و مقصود از شرك هر گناهى است كه خداوند توسّط ديندارى به آن؛ نافرمانى شود- چه گناه كوچك [شرك خفى] باشد و چه بزرگ- در هر صورت انجام دهنده آن نوع گناه مشرك است.
و مقصود از گمراهى (ضلالت) نادانى به واجبات است، و آن رها ساختن يكى از طاعتهاى بزرگ مىباشد كه هيچ بندهاى جز در پرتو آن شايسته ايمان نيست، البتّه پس از آگاه شدن بيان و ذكر دليل و برهان بر آن طاعت، در اين صورت او ترككنندهاى است عارى از انكار و ديانت كه بدان معتقد نباشد و آن را قبول نكند، بلكه ترك و رها ساختن او تنها بخاطر تنبلى و بىتوجّهى و سرگرم شدن به غير آن بوده، پس او فرد گمراهى است كه از طريق ايمان منحرف گرديده و گمراه گشته و خارج از آن مىباشد، و تا زمانى كه مشمول آن صفاتى كه ذكر كرديم باشد در خور اسم گمراه و معناى آن است. پس اگر گرايش او به گمراهى بر پايه معصيتى بود كه آن برخاسته از انكار و بىاعتنائى و كوچك