تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٢ - نامه امير مؤمنان به فرزندش امام حسن
و از سر نادانى گويد: من اين مسأله را نمىشناسم و معتقد نيستم، و گمان ندارم كه وجود داشته و از كجا چنين چيزى آمده؟!! و آن به سبب اعتمادى است كه به رأى خود دارد و نيز كمبود شناخت او به نادانيش مىباشد، و از معتقداتش؛ اعمّ از آنچه در شكّ است و آنچه از سر نادانى نمىشناسد دست بردار نيست، و پيوسته خواهان بهرهبردارى از جهل بوده و منكر حقّ مىباشد، و در نادانى، حيران و سرگردان بماند، و از طلب دانش تكبّر ورزيده و سرباز زند.
فرزندم، سفارشم را درياب، و خود را مقياس و ميزانى ميان خود و ديگران ساز، آنچه براى خودت دوست دارى براى ديگرى نيز دوست بدار، و آنچه را كه براى خودت خوش ندارى براى او نيز ناخوش دار، و ستم مكن؛ چونان كه خوش ندارى بر تو ستم رود، و نيكى كن، همان طور كه دوست دارى به تو نيكى شود، و آنچه بر خود نمىپسندى بر ديگران نيز ناپسند دار، و از مردم براى خود آن را بپسند كه در حقّ آنان از خود مىپسندى، و آنچه را ندانى مگو، بلكه همه آنچه را هم كه ميدانى مگو، و از آن سخن كه دوست ندارى به تو گويند صرف نظر كن، و بدان و آگاه باش كه خودپسندى مخالف هوشيارى و آگاهى است و آفت و بلاى عقلها، پس وقتى كه به هدفت نائل شدى بيش از ديگران در پيشگاه خداوند فروتنى كن.
و بدان كه پيشاپيش تو راهى است پر مشقّت و دور، و سخت هولناك، و در اين راه تو را از پيش بينى صحيح گزيرى نيست، و اينكه توشه خود را اندازه نموده و سبك بار باشى، و بيش از مقدار نياز بار بر پشت خود منه، كه سنگينى آن بر تو گران آيد، و چنانچه حاجتمندى يافتى كه توشهات را برگيرد و فردا كه بدان نيازمندى تو را به كمال پس دهد او را غنيمت شمر، و آن را كه در حال بىنيازيت از تو وام خواهد مغتنم شمار، و موعد پرداختش را روز تنگدستى خود قرار ده.
و بدان كه پيشاپيش تو گردنهاى است سخت و دشوار، كه به ناچار از آنجا به بهشت يا دوزخ رهسپار خواهى شد، كه در آن مسير سبكبار خوشحالتر است، بنا بر اين پيش از فرود آمدنت بفكر خود باش. و بدان آن كسى كه گنجينههاى سراى دنيا و آخرت به دست اوست، به تو اجازه داده كه از او بخواهى و پذيرش دعايت را بر عهده گرفته است، و تو را فرموده از او بخواهى تا به تو بدهد و او مهربان است، بين خود و تو ترجمانى ننهاده و تو را از خود مانع نشده، و تو را به واسطهاى نسپرده، و اگر گناه كردى از توبهات منع ننموده، و چون بازگردى