تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧ - پيشگفتار مؤلف
پيشگفتار مؤلّف
بنام خداوند بخشاينده مهربان
حمد و سپاس خداوندى را سزاست كه حمد خويش را بدون نياز به حمد حامدانش، راهى از راههاى اعتراف به مقام خداوندى و بىنيازى و ربّانيّت خويش قرار داد، و سبب و وسيلهاى براى افزايش رحمتش، و راه و جادهاى براى جوينده إحسان و فضل خويش مقرّر ساخت، و حقيقت اعتراف به نيكى نعمتهايش را در نهان لفظ استوار نمود، و از جمله نعمتهايش [توفيق] ستايش بر بخشايش اوست، و إقرار به بخشايندگيش را همرديف هرستايش لفظى قرار داد، هرچند بزرگ گشته.
و گواهى مىدهم كه هيچ معبودى در خور ستايش نيست جز خداى يگانه بىانباز، آن گواهى كه از درونى پاك و بىريا دميده، و گفتار زبان بدان شهادت بيانگر صدقى پنهان كه: اوست آفريننده، سازنده، صورتگر و داراى نيكوترين نامها، چيزى همانند او نيست، چه همه چيز از خواست او سرچشمه گرفته، و مخلوق شباهتى با سازنده خود ندارد.
و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستاده اوست، در گذشته دور او را بر تمامى امّتها برگزيد، چرا كه مىدانست او را همشكل و همانند در بين همنوعانش نيست. او را اختيار كرد تا از طرف خويش فرماندهنده و بازدارنده باشد، و او را در همه جهان آفرينش أداكننده از جانب خود برانگيخت. چرا كه چشمهاى ظاهرى او را درنيابند، و أنديشههاى درون پى به وى نبرند، و پندارهاى عميق در نهان او را مجسّم نسازد، هيچ معبودى جز او سزاوار پرستش نيست، پادشاهى است بر همه چيز چيره.
و اعتراف به نبوّت او را قرين اعتراف به مقام خدائى خويش ساخت، و او را به چنان كرامتى مخصوص داشت كه هيچ آفريدهاى را دستيابى به آن نشايد، چرا كه او شايسته بود كه دوست يگانه وى باشد، زيرا خداوند آنرا كه دچار دگرگونى شود به خود مخصوص نسازد، و كسى را نظيرى داشته باشد دوست خود نمىگيرد.
و دستور به صلوات بر او داد تا در گراميداشت او بيفزايد، و راه دوستى با