تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٧ - حقوق خويشاوندان
آن ارث بجاى مانده به شيوهاى بسيار نيكو رفتار كند كه در اين صورت به طاعت پروردگارش عمل نموده و در نتيجه غنيمت را او ببرد، و بار گناه و افسوس و پشيمانى همراه با مجازات بر گرده تو بماند، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٣٥- و امّا حقّ طلبكارت اين است كه اگر مالى دارى طلبش را بپردازى و آسوده خاطر و بىنيازش سازى و او را ندوانى و امروز و فردا نكنى در پرداخت حقّش سهل انگارى نكنى كه بتحقيق رسول خدا ٦ فرمود: «سهل انگارى فرد دارا و توانگر (در پرداخت حقّ طلبكار) ستم است». و اگر تنگدست بودى او را با گفتارى نيكو خشنود سازى، و خيلى محترمانه از او تقاضاى مهلت نمائى، و به شيوهاى كه همراه با لطف و مدارا باشد او را از خود بازدارى، و نابودى مالش را با بد بودن اين معامله جمع نكنى (يعنى: با اين كار او را از نسيه دادن و خير رساندن دلسرد مسازى)، كه بىشكّ اين پستى و فرومايگى است، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٣٦- و امّا حقّ همكار و طرف معاملهات اين است كه او را مفريبى، و دغلى نكنى، و تكذيب ننمائى، و غفلت زدهاش مسازى، و گولش نزنى، و او را همچون دشمنى بيرحم و بىملاحظه مكوبى، و چنانچه بتو اعتماد نمود تا آنجا كه ميتوانى برايش بكوشى، و بدان كه بىشكّ فريفتن و اغفال كسى كه بتو اعتماد نموده حرمتش همچون حرمت ربا است، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٣٧- و أمّا حقّ مدّعى (خصمى كه ادّعائى بر ضدّ تو طرح كرده) اين است كه اگر ادّعايش حقّ و درست بود دليلش را بر هم نزنى، و ادّعايش را باطل نسازى، تا به نفع او خصم خود شوى، و بر آن داورى كنى، و بدون حضور هيچ گواهى، گواه او باشى، كه بىشكّ اين [نوع رفتار] حقّ خدا بر تو مىباشد. و چنانچه ادّعايش ناحقّ و باطل بود با او ملايمت كنى و او را از آن عمل به وحشت اندازى، و به آئينش سوگند دهى، و با ياد و ذكر خدا شدّت و تنديش را بشكنى، و از ياوهسرائى و جنجال- كه نه تنها بدخواهى دشمنت را از تو دفع نكند، بلكه تو را گرفتار گناهش نيز بسازد- پرهيز كنى، كه بدين خاطر تيغ دشمنيش را بر تو تيز كند، كه بىشكّ سخن ناپسند و زشت شرانگيز است و سخن پسنديده و خوب شرّ برانداز است (يعنى: سخن زشت آتش فتنه را شعلهور مىسازد و سخن خوب آتش فتنه را خاموش)، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٣٨- و أمّا حقّ خصمى كه تو بر ضدّ او ادّعائى دارى اين است كه اگر ادّعايت