تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٣٩ - نامه آن حضرت
و هر كس بدو عصيان ورزيد گمراه و سركش گشت، و بجهت توانائى و نيروئى كه بدو داده تا از دستورش پيروى و از نهى و منعش خوددارى كند حجّت بر او تمام است و ديگر جاى هيچ عذر و بهانهاى برايش باقى نماند، چرا كه توانش بخشيد تا از دستورش پيروى و از منعش خوددارى كند، از اين جهت هم او را از ثواب خود محروم سازد و هم مجازات نمايد.
و اين همان تعريف مرتبه ميان دو مرتبه است، نه جبر و نه تفويض. و نيز به همين مضمون امير المؤمنين ٧ در پاسخ عباية بن ربعى كه پرسيد: آن قدرتى كه با آن برپا مىايستد و مىنشيند و كار انجام مىدهد چيست؟ فرمود: تو پرسشى از «قدرت» كردى، بگو آيا تنها خود مالك آن هستى يا تو و خدا؟ عبايه ساكت ماند، آن حضرت بدو گفت: اى عبايه بگو، گفت: چه بگويم؟ فرمود: اگر گفته بودى من و خدا، تو را كشته بودم، و اگر مىگفتى: بدون خدا و بتنهائى، باز هم تو را كشته بودم، عبايه گفت: پس چه بگويم اى أمير المؤمنين؟ فرمود: مىگوئى: تو مالك آنى به خواست و اجازه خداوندى كه غير تو را نيز مالك آن مىسازد، پس چنانچه اختيارش را بتو بسپرد آن از بخشش او است، و اگر تو را از داشتن آن محروم سازد از آزمون او است، چرا كه او صاحب چيزى است كه اختيارت بخشيده، و قادر تواناى بر آنچه توانمندت ساخته است، آيا نشنيدهاى كه مردم چون
«لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه»
گويند از خداوند طلب «حول» و «قوّة» مىكنند؟
عبايه گفت: [آرى] تأويل آن چيست اى أمير المؤمنين؟ فرمود: يعنى: هيچ حركتى از نافرمانيهاى خدا صورت نگيرد مگر به نگهدارى او، و ما را هيچ نيروئى بر طاعت خدا جز به يارى و كمك او نيست، گويد: عبايه [با شنيدن اين سخنان] از جا پريده و دست و پاى آن حضرت را غرق بوسه ساخت.
و نيز از امير المؤمنين ٧ نقل شده، كه چون «نجده» خدمت آن حضرت رسيد از او در باره خداشناسى پرسيد كه چگونه به پروردگارت معرفت يافتى؟ فرمود: با تشخيص و ادراكى كه بمن ارزانى داشته، و عقل و خردى كه مرا بدان رهنمون شده، پرسيد: آيا تو بر آن معرفت سرشتهشدهاى؟ فرمود: اگر اين چنين بود نه بر احسان و نيكى ستوده مىشدم و نه بر زشتى و بدى ذمّ و نكوهش، و شخص نيكوكار به سرزنش سزاوارتر بود تا فرد بدكار، در نتيجه دريافتم كه خداوند پاينده است و جاويد، و جز او همه پديدهاند و متغيّر و رو به زوال. و قديم پايدار چون پديده ناپايدار نيست، نجده گفت: اى امير المؤمنين شما را فردى حكيم يافتم! فرمود: من