تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٧٩ - اندرزهاى حضرت مسيح
آنها است- بنا بر اين اندوخته و گنج خود را در آسمان نهيد كه هم از شرّ بيد محفوظ ماند و هم از دستبرد دزدان در امان[١] ٢٥- بحقّ برايتان مىگويم، براستى هيچ بندهاى قادر نيست به دو آقا و سرور خدمت كند، و هر چند جدّ و جهد كند ناگزير بايد يكى از آن دو را برگزيند، همچنان براى شما نيز دوستى خدا با دوستى دنيا جمع نشود[٢].
٢٦- بحقّ برايتان مىگويم، بىگمان بدترين مردم آن عالمى است كه دنياى خود را بر علمش ترجيح داده و برگزيده، پس آن را دوست بدارد و آن را بجويد و تا آنجا بر آن بكوشد كه اگر بتواند مردم را بحيرت اندازد همان كند. كور را وسعت نور خورشيد چه سود وقتى آن را نمىبيند؟! همچنان عالم را علم بىعمل چه سود دهد؟، ميوه درختان چه بسيار است، و تمامشان سودبخش و خوردنى نيست، و چه بسيارند دانشمندان، ولى تمام آنان بدان چه دانند سود نبرند، و زمين چه پهناور است ولى همه جايش مسكونى نيست، و چه بسيارند گويندگان ولى تمام گفتارشان باور
[١] علّامه مجلسى- رحمه اللَّه- گويد:« يعنى: قلب هر يك از شما پيوسته علاقمند به اندوختهاى است كه ذخيره كرده، پس اگر گنج شما كردار شايستهاى باشد كه در آسمان اندوختهايد، قلبهاتان آسمانى شود، و مراد اين است كه علاقمندى دل به گنجها و پيرايههاى دنيا هيچ گاه با حبّ و دوستى خداوند متعال گرد نيايد».
[٢] يعنى: دنيا را در مقابل خدا قرار مدهيد، و نيز دنيا را براى دنيا مخواهيد كه در اين صورت با حبّ و دوستى خدا جمع نگردد، و هر دو را با هم بعنوان آخرين هدف قرار دادن نيز ممكن نيست، بلكه دنيا را هم براى خدا بخواهيد كه اگر امر دائر به انتخاب يكى از آن دو شد، دنيا را رها ساخته و خدا را بخواهيد. و همچنين هر آنچه در اينجا يا در مناجات خداوند متعال با موسى ٧ گذشت كه در مذمّت و ترك دنيا آمده بود ظاهرش مغاير با تعاليم قرآن كريم است. قرآن هيچ كجا دنيا را في حدّ نفسه مذمّت ننموده، بلكه تنها دنيا را غايت آمال و منتهاى آرزو و هدف قرار دادن مذمّت كرده، و محبّت بعض دنيا، يعنى محبّت زن و فرزند را هم از آيات حكمت خود شمرده، آنجا كه فرموده خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً- إلى قوله:- وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً و نيز اين آيه: أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ، و اين آيه: إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا، لذا مراد دنياى حرام است.( استاد غفّارى)