تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٤ - نامه امير مؤمنان به فرزندش امام حسن
نعمتها و عذابهاى دردناكش را در نظر آر، زيرا كه اين، دلت را از دنيا برگيرد، و در نظرت بىمقدار سازد، چه خدا تو را از دنيا خبر داده، و دنيا وصف خويش را با تو در ميان نهاده، و پرده از زشتيهايش گشوده، و مبادا فريفته شوى كه بينى دنياداران به دنيا دل مىنهند، و بر سر آن بر يك ديگر حمله مىبرند، همانا دنيا پرستان سگان پارسكننده و درندگان شكارىاند، برخى را برخى بد آيد، و نيرومندشان ناتوان را طعمه خويش نمايد، و بزرگشان بر خرد [دست چيرگى گشايد]، دنيا اهلش را از راه هدايت گمراه ساخته، و به راه كوريشان رانده، و ديدههاشان را از راه شايسته و صحيح بپوشانده، در حيرت آن سرگردان، و به گرداب آشوبش غرقهاند، دنيا را به خدائى خود گرفتهاند و دنيا با آنان به بازى پرداخته و آنان سرگرم بازى دنيا، و دنباله آن را از ياد بردهاند! فرزندم! مبادا تو به مانند كسى باشى كه عيوب فراوان دنيا زشتش ساخته، دستهاى اشتران پايبند نهاده، و دستهاى ديگر رها، عقلها از كف دادهاند، در كار خويش سرگردان، در چراگاه زيان، در بيابانى بىنهايت دشوار و سخت روان، نه شبانى كه بكارشان رسد، باش تا كم كم پرده تاريكى بگشايد، گوئى كاروان در رسيده، و آن كه بشتابد باز گردد.
و بدان فرزندم! كسى كه مركبش روز و شب است؛ او را مىبرند گر چه خود نرود، خداوند جز ويرانى سراى دنيا و آبادى سراى آخرت را نخواسته است.
فرزندم! اگر در دار دنيا از آنچه خداوند تو را بر حذر دشته دل بر كنى و اعراض نمائى، همانا دنيا در خور آن است، و اگر سفارش مرا در باره آن پذيرا نيستى پس به يقين بدان كه تو هرگز به آرزويت دست نخواهى يافت، و از عمر مقدّرت پا فراتر ننهى، و به راه همان كس هستى كه پيش از تو مىشتافت، پس در طلب دنيا آسان گير، و در كسبش نيك رفتار كن، «چه بسا طلبى كه منجر به ربودن مال گردد»، هر جوينده يابنده نيست، و هيچ آرام و ميانه روى نيازمند نشود، نفس خود را از هر پستى گرامى دار، هر چند وسيله رسيدن به مطلوب باشد زيرا هر چه از خود ببازى هرگز به تو باز نگرداند، بنده غير مباش چرا كه خدايت آزاد آفريده، و چه خيرى است در آن نيكى كه جز با بدى به دست نيايد؛ و آن توانگرى كه جز با سختى و خوارى بدان نرسند؟
پس مبادا كه مركب طمع تو را به هر جا بكشاند، و به آبشخورهاى هلاكتت رساند، و تا ميتوانى كارى كن كه ميان تو و خدا هيچ ولى نعمت