تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٥ - خطبه أمير مؤمنان
واسطهاى نيست كه بدان وسيله داناى به معلوم شده باشد اگر گفته شد: «بوده» بر اساس تأويل ازليّت وجود است، و اگر گفته شود: «هميشه هست»، بر اين تأويل است كه نيستى را در ساحت او راهى نيست، در اين حال از سخن ياوه گروهى كه غير او را پرستيدند و معبودى جز او گرفتند بس منزّه و برتر است! او را سپاس گوئيم، آن گونه سپاسى كه از مخلوقاتش پسند كرده و قبولش را لازم دانسته، گواهى مىدهم كه هيچ معبودى جز «اللَّه» در خور پرستش نيست، كه يگانه و بىانباز است، و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستاده اوست، دو شهادتى كه گفتار را بالا برند و كردار را در ميزان سنجش مضاعف نمايند، و ترازوى سنجشى كه فاقد آن دو باشد سبك گردد، و در صورت وجود آن دو سنگين شود، و مايه رسيدن به بهشت و رهائى از جهنّم و عبور از صراط باشد، شما با شهادت به وحدانيّت حقّ [و نبوّت و معاد] (توحيد نظرى) به بهشت درآئيد، و با پرستش و عبادت او (توحيد عملى) رحمت را دريابيد. پس بر پيامبر خود بسيار درود فرستيد:
«همانا خدا و فرشتگان او بر پيامبر درود مىفرستند، اى كسانى كه ايمان آوردهايد بر او درود فرستيد و سلام گوئيد، سلامى در خور و شايسته- احزاب: ٥٦».
اى مردم، شرافتى برتر از اسلام نيست، و هيچ كرمى عزيزتر از پرهيزگارى، و نه هيچ پناهگاهى محكمتر از خويشتندارى، و نه واسطهاى (شفيعى) پيروزمندتر از توبه، و نه جامهاى با جلالتر از خلعت عافيت، و نه سپرى جلوگيرتر از سلامت، و نه ثروتى فقرزداتر از رضايت و قناعت، و آن كس كه به روزى روزانه بسنده كرد آسايش خود را فراهم آورد. و دوستى دنيا كليد رنج است، و مال- اندوزى اسب گرفتارى است، و حسد آفت دين، و آزمندى (حرص) موجب بىپروا افتادن در گناهان، و سبب محروميّت است، ستمكارى سوق دهنده به هلاكت است، و دنياپرستى فراهمكننده همه زشتيها. چه بسا طمعى كه ناكامى شود، و آرزوئى كه غلط از آب درآيد، و اميدى كه به نوميدى كشد، و سودائى كه به زيان انجامد. بدانيد و آگاه باشد! كسى كه بدون توجّه به عواقب امور خود را به ورطه مشكلات اندازد در معرض حوادث رسواكننده قرار خواهد گرفت. و چه بد گردنبندى است قرض براى مؤمن[١].
[١] شيخ كلينى عليه الرّحمة در كتاب« روضه كافى» بجاى اين جمله آورده است:
ُ« بئست القلادة قلادة الذّنب للمؤمن»
يعنى:« گناه براى مؤمن بد گردنبندى است».