تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩ - فرازى از سخنان حكيمانه پيامبر اسلام صلى الله عليه و اله و سلم
ايراد گرفتن به مردمان است، در حالى كه بر خود سرزنشى نكنند و توجّهى به كردار خود ندارند. وقتى بينند كه تو درستكارى حسادت كنند؛ و گويند: خود نماست! و اگر تو را نادرست بينند گويند هيچ خيرى در او نيست.
و دشمنان جنّى تو عبارتند از إبليس و لشكريانش. پس هر گاه نزد تو آمد و گفت: پسرت مرد! بگو: همانا زندگان آفريده شدند كه بميرند، پاره تنم داخل بهشت شد و از اين مطلب خوشحالم.
و اگر نزد تو آمد و گفت: مالت از بين رفت! بگو: حمد و ثنا آن خداوندى را سزاست كه بخشيد و گرفت، و زكات را از من معاف داشت، و ديگر بر من زكاتى نيست.
و اگر نزدت آمد و گفت: مردم به تو ستم كردند و تو به آنان ستم نمىكنى!؟
بگو: راه سرزنش و عقوبت در روز جزا بر كسانى است كه به مردم ستم مىكنند و بر نيكوكاران هيچ راهى (براى سرزنش و عقوبت) نيست.
و اگر نزد تو آمد و گفت: چقدر نيكىهاى تو زياد است!- تا تو را مغرور سازد- بگو: بديهايم بيش از خوبيهايم مىباشد، و اگر گفت: چقدر نمازت زياد است! بگو: غفلت و بىخبريم به مراتب بيش از نمازم مىباشد.
و اگر گفت: چقدر به مردم بخشش مىكنى!؟ بگو: آنچه ستانم بيش از بخشش است.
و اگر گفت: چه بسيار در حقّ تو ستم كردهاند! بگو: آنان كه مورد ستم من واقع شدهاند زيادترند.
و اگر گفت: چقدر كار مىكنى! بگو: دير زمانى است كه بيهوده گذرانده و نافرمانى كردهام.
و اگر تو را گفت: شراب بنوش، بگو: گناه نمىكنم.
و اگر نزدت آمد و گفت: دنيا را دوست مىدارى؟ بگو: هيچ ميلى بدان ندارم، و هم اكنون برو ديگرى را بفريب! اى شمعون با نيكان معاشرت كن و پيروى پيامبرانى همچون يعقوب و يوسف و داود را بنما. هنگامى كه خداوند تبارك و تعالى عالم زيرين را آفريد؛ پس از جوش و