تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٩٣ - وصيت و سفارشات مفضل بن عمر به شيعيان
يگانه از او بترسد، واى بر آنان، آيا ميانشان كسى هست كه از بسيارى نماز همچون كمانى خميده گشته باشد؟ يا از شدّت ترس ديوانه و حيران؟ يا از هراس و خشوع چون ديده از دست دادگان؟ يا از روزه و صيام فرسوده و لاغر؟ يا از بسيارى خموشى و سكوت چون گنگان؟ يا ميانشان كسى هست كه خود را در شبها، با شبزندهدارى بعبادت، و در روز با روزه به زحمت و رنج انداخته باشد؟
يا از ترس خدا و شوق به ما اهل بيت خود را از خوشى و نعمت دنيا محروم دارد؟
كجا آنان شيعه ما هستند، در حالى كه با دشمنان ما ستيزه مىكنند تا بر دشمنى و عداوتشان بيافزايند، و آنان همچون سگ؛ زوزه كشند، و چون زاغ، طمع ورزند، و من اگر خوف آن نداشتم كه آنان را بر تو تحريك كنم تو را امر مىكردم كه به خانهات روى و درب خانهات را بر آنها ببندى و تا آخر عمر ايشان را نبينى! ولى چون نزد تو آمدند ايشان را بپذير، كه بىشكّ خداوند ايشان را حجّت بر خودشان ساخته، و توسّط آنان نيز بر ديگران احتجاج فرمايد».
١٦- مبادا اين دنيا و آنچه از نعمت و شكوفائى و خوشى و ملك آن را كه مشاهده مىكنيد شما را فريب دهد، زيرا مناسب و در خور شما نيست، بخدا سوگند كه شايسته اهل آن هم نيست! و الحمد ربّ العالمين، و صلّى اللَّه على سيّدنا محمّد النّبيّ و اله الطّاهرين.
خدا را سپاس گويم كه مرا به ويرايش و تصحيح مجدّد ترجمه گذشتهام موفّق فرمود، و در پايان از درگاه با عظمت پروردگار جهانيان عاجزانه درخواست مىنمايم تا مرا پس از آنكه هدايت فرمود از صراط حقّ منحرف مسازد، آمين يا ربّ العالمين.
١٤ شوّال ١٤٢٢ ه. ق ٨ دى ماه ١٣٨٠ ه. ش تهران: بهراد جعفرى