تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢٢ - نامه امام حسين
نامه امام حسين ٧ به مردم كوفه
«هنگامى كه رهسپار آن ديار شد و پى برد كه دست از ياريش كشيدهاند» امّا بعد؛ اى مردم، هلاكت و اندوه بر شما باد! كه با آن شور ما را[١] خوانديد تا بفرياد شما رسيم، و ما شتابان آمديم، با همان شمشير كه پيش از اين در دستان ما بود بر سر ما كشيديد، و آتشى كه بر دشمن خود و شما افروخته بوديم بر ما افروختيد! يكپارچه بر ضدّ دوستان و كمك دشمنتان گرد آمديد، با اينكه آنان نه رفتار عادلانهاى با شما داشتند، و نه شما چشم اميدى به خير ايشان داشتيد، نه بدعتى از جانب ما سر زده، و نه نظر و رأى سستى از ما بروز كرده است. نفرين بر شما! چرا آنگاه كه شمشير در نيام بود و دلها آرام، و تصميم نااستوار (پيش از بيعت با مسلم) ما را رها نساختيد!؟ چونان پرواز ملخ بسوى فتنه پريديد، و همچون پروانه در آتش آن افتاديد، پس هلاكت و لعنت بر ستمگران امّت؛ و پس ماندههاى احزاب؛ و رهاكنندگان قرآن، و تف شيطان، و تحريفكنندگان كلام (همانها كه راز معانى از كلمات برگرداندند)، و بر خاموشكنندگان سنّتها باد! بر آنان كه زنازاده را به نژاد متّصل مىسازند، و بر مسخرهكنندگان، آنان كه قرآن را پاره پاره كردند، بخدا سوگند كه اين پيمان شكنى و بيوفائى عادت ديرينه شماست، كه خون شما با آن پيوسته و آميخته است، و ريشهاتان بر آن استوار.
شما براى صاحب خود بدترين ميوه گلوگير، و براى غاصب لقمهاى گوارا! هان؛ كه لعنت خدا بر عهدشكنان باد! آنان كه سوگندها و عهود را- پس از استوار كردن آنها- مىشكنند، در حالى كه خداى را بر خويشتن ضامن كردهاند.
هان؛ هم اكنون اين فرد ناپاك زاده (ابن زياد) پسر ناپاك زاده، در انتخاب دو چيز پافشارى مىكند: يا عقيده و ايمان، و يا پذيرش خوارى و مذلّت، در حالى كه هر گونه پستى از ما بدور است. خداوند و پيامبر و مؤمنان، و نيز پاكدامنان، و افراد با غيرت، و شخصيتهاى سربلند نمىپسندند كه طاعت فرومايگان را بر قتلگاه بزرگواران ترجيح دهيم، و من با همين افراد اندك از خانوادهام، در برابر دشمن سر سخت و پرشمار مقاومت مىكنم، هر چند كه ياران تنهايم گذاشتهاند. هان! بدانيد كه آنان جز باندازه سوار شدن بر اسب منتظر نمانند تا اينكه آسايى جنگ به
[١] از كتاب لهوف سيّد ابن طاوس پيداست كه اين خطبه در روز عاشورا خوانده شده است.