تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢٠ - سخنان آن حضرت
غافليد و بدان بىتوجّه! و شما از اين لحاظ گرفتارترين مردميد! و سهم بيشترى از اين مصيبت را دارائيد، زيرا شما در حفظ مقام رفيع علمى دانشمندان، مغلوب و دچار شكست شديد، و اى كاش مىدانستيد، يا كوشش و تلاشى داشتيد.
اين بدين خاطر است كه زمام امور بدست افرادى است، كه عالم به احكام خدا، و حلال و حرامند، و شمائيد كه داراى اين مقام بوديد و از دستتان گرفتند، و آن را تنها بدين سبب از شما بتاراج بردند كه از حقّ پراكنده شديد، و در سنّت [پيامبر]- با وجود دليل روشن- اختلاف كرديد، در حالى كه اگر بر آزار و گرفتاريها شكيبائى كرده بوديد، و در راه خدا مخارج را تحمّل مىنموديد، زمام امور الهى به شما برمىگشت، و از جانب شما به اجرا درمىآمد، و به شما ارجاع مىشد، امّا [افسوس!] كه در حفظ مقام خود پايههاى ظلم و ستم را استوار ساختيد، و زمام امور خداوندى را بدست ايشان سپرديد، تا با شبهه و ترديد كار كنند، و در شهوت و دلخواه خود پيش رفته و در آن غوطهور باشند، و آنچه موجب سلطه اينان بر اين مقام شد؛ گريز و ترس شما از مرگ؛ و خشنوديتان بزندگى اين سرا بود، كه چند روزه و ناپايدار است. افراد ناتوان را زير دست ايشان ساختيد، تا برخى را برده و مقهور كنند، و برخى را براى لقمه نانى بيچاره! و مملكت اسلامى را با نظرات [فاسد] خود دستخوش تغيير و تحوّل قرار بدهند، و در جهت پيروى از اشرار؛ و دليرى و جرأت بر جبّار، رسوائى و هوسرانى را براى خود هموار و صاف سازند، در هر شهرى گويندهاى از ايشان بر فراز منبر داد سخن مىدهد، و همه جا در تصرّف و تحت نفوذ ايشان است، و دستشان در همه جا باز مىباشد، و مردمان بىهيچ دفاعى برده آنان و در اختيار ايشانند، و عاجز از هر گونه دفاع از خود در بين زورگوئى معاند، و فرمانروائى سختگير بر ناتوان- كه هيچ اعتقادى به خدا و معاد ندارد- گرفتارند، شگفتا! و چرا در شگفت نباشم، در حالى كه زمين در تصرّف خائنى است بيدادگر، و باجگيرى نابكار، و تحت نفوذ مردى است نامهربان و بىترحّم بر مؤمنان. و خدا در آنچه ما در كشمكش آنيم حاكم باشد، و همو به حكم خود در بين ما داورى نمايد.
خداوندا! تو خود آگاهى كه آنچه از ما گفته شد نه به جهت چشم داشت در سلطهگرى بود، و نه به آرزوى مال دنيا، ليكن براى آن بود تا نشانهها و آثار دينت را نمايان سازيم، و در شهرهايت اصلاح كنيم، باشد كه بندگان ستم ديدهات آسوده خاطر گردند، و در پرتو آن امنيّت به واجبات و آداب و دستورات عمل كنند، پس چون شما ياريمان نكرديد و در باره ما انصاف نداشتيد بنا بر اين ستم