تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١٨ - سخنان آن حضرت
سخنان امام حسين ٧
از امام شهيد أبو عبد اللَّه حسين بن على عليهما السّلام نوه پرهيزگار رسول خدا ٦ گفتارى طولانى [در حكمت، اندرز، زهد، و امثال آن] روايت شده است.
سخنان آن حضرت ٧ در بيان «امر به معروف» و «نهى از منكر»
كه از امير مؤمنان ٧ نيز نقل شده است- اى مردم[١] از پند و اندرزى كه خداوند دوستان خود را بخاطر سخن ملامت بارى كه بر دانشمندان يهود فرموده؛ عبرت گيريد، آنجا كه [در قرآن] فرمايد:
لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ، يعنى «چرا مربّيان خداپرست و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه آلودشان باز نمىدارند؟- مائده: ٦٣»، و [در آيهاى ديگر] فرمايد: لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ- إلى قوله: لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ يعنى: «كسانى از فرزندان اسرائيل (يعقوب) كه كافر شدند لعنت شدند- تا آنجا كه فرمايد:- آرى، بد بوده است آنچه را كه انجام مىدادند- مائده: ٧٨»، و تنها دليل انتقاد و بدگوئى خداوند از ايشان اين بود كه آن افراد با اينكه اعمال منكر و ناپسند ستمكاران را مشاهده مىكردند، ولى به جهت بهرهاى كه از آنان مىبردند و هراسى كه از آن بر حذر بودند، در منع و بازداشتن ايشان هيچ قدمى بر نمىداشتند. در حالى كه خداوند مىفرمايد: فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ يعنى:
«شما از مردم مترسيد، و از من بترسيد- مائده: ٤٤» و نيز فرمايد: الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ يعنى: «و مردان و زنان مؤمن دوستان و ياوران يك ديگرند، به كار نيك و پسنديده فرمان
[١] در خطابه فوق، روى سخن حضرت با افرادى سرشناس است كه مورد توجّه عموم هستند و مسئوليّتشان در جامعه اسلامى از ديگران بيشتر است، و در انجام وظيفه كوتاهى مىكنند و لذا مورد ملامت واقع شدهاند، و اين نمىشود مگر اينكه اينان همان جمعيّتى باشند كه امام ٧ از ايشان دعوت كرد و در« منى» كه حرم امن است براى ايشان خطبه خواند، زيرا در شهر« مدينه» بعيد است كه حضرت بتواند رسما منبر برود، و مهاجر و انصارى كه باقى ماندهاند و امروز از سران اسلامى محسوبند را گرد هم جمع نمايد و حاكم وقت جلوگيرى نكند، مضامين بعد مؤيّد گفتار ماست. و نيز قرائن ديگرى هم در كار است كه نمىتوان گفت اين خطابه را بعدا در مكّه و بعد از فوت معاويه خوانده است.( استاد غفّارى)