تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧١ - نامه امير مؤمنان به فرزندش امام حسن
از آن است كه در دل و ديدهاى گنجد، و چون اين را دانستى كار چنان كن كه از چون توئى بايد، كه خرد منزلتى و بىمقدارى، و ناتوانى و نيازمندى شديد سزاوار توست، طاعت خدا را خواهان، و از او ترسان، و از خشم او هراسان باش، كه خدا تو را جز به نيكوكارى نفرموده و جز از زشتكارى نهى ننموده است.
فرزندم، من تو را از دنيا و تغييراتش؛ و از نابودى و دست به دست گرديدنش آگاه و باخبر ساختم، و تو را از آن سرا و آنچه براى اهلش فراهم شده آگاه كردم، و براى تو در باره هر دو مثلها زدم. همانا مثل آنان كه دنيا را نگريستند و شناختند همچون گروهى مسافرند كه در منزلى ناسازگار و بىآب و علف بار افكندند و آهنگ منزلى خرّم و سرزمينى سرسبز كنند، پس رنج راه را بر خود هموار نموده و فراق دوستان و سختى سفر- در غذا و خواب- را باميد خانه فراخ و آرامگاه آسوده تحمّل كنند. پس آنان اين صبر و تحمّل را آزار نشمارند و احساس درد ننمايند. و هزينه سفر را، تاوان به حساب نياورند. و هيچ چيز نزدشان خوشايندتر از آن نيست كه به منزل مقصود نزديكشان سازد.
و داستان آن مردمان كه فريفته شده، و از راغبان دنيايند، چون گروهى است كه در منزلگاهى پرنعمت بودند، و از آنجا رفتند، و در منزلى خشك و بىآب و گياه رخت گشودند، در نتيجه هيچ چيز نزد آنان ناپسندتر و هولناكتر از جدائى وضع موجود و رسيدن ناگهان به ديگر منزل نباشد.
من تو را به انواع نادانيها گوشزد كردم تا مبادا خود را عالم شمارى، و چنانچه چيزى به تو رسيد كه آن را مىدانى اين را بزرگ نشمارى، زيرا دانشمند كسى است كه بداند دانستههاى او در مقابل مجهولاتش ناچيز است. پس بدين خاطر خودش را نادان بحساب آورد، و در تحصيل دانش تلاش بيشترى نمايد، و پيوسته خواستار و جويا و شيفته آن باشد، و در مقابل اهل علم و دانش خاضع و سراسر گوش، و ملازم خاموشى، و از هر خطا و لغزش بر حذركننده بوده و دورى گزيند، و در برابر استاد با حيا، اگر به مسألهاى برخورد كه ندانست، آن را ردّ نكند (بلكه بپذيرد)، براى اينكه از قبل به نادانى خود اقرار كرده است. به تحقيق نادان كسى است كه خود را با تمام جهالتش نسبت به دانستنيها، دانا و عالم شمارد، و به رأى و نظر خود، بسنده كند، پس در اين صورت پيوسته از دانشمندان دورى گزيند، و بر آنان خرده گيرد، و مخالفانش را خطاكار، و مجهولات خود را گمراهى شمارد، پس هنگامى كه به يكى از اين مجهولات برخورد كرد آن را ردّ كرده و دروغ شمارد