تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٨١ - اندرزهاى حضرت مسيح
خاطر ميان شما است، نه نهى شود و نه توبيخ، و نه از آنچه قصد انجامش را دارد منع گردد، پس با اين رفتار ديگر چرا ستمگران كوتاه آيند؟ و چرا مغرور نشوند؟
همين بس كه يكى از شما بگويد: «من ستم نمىكنم، و هر كس كه خواست ستم كند!»، و ظلم را ببيند و آن را نكوهش نكند، پس اگر مطلب همان بود كه شما معتقديد؛ چرا هنگام گرفتارى دنيا كسانى همراه ستمگران مجازات شدند كه هيچ همكارى با آنان نداشتند؟!.
٣٠- واى بر شما اى بندگان بد، چگونه اميد داريد كه خدا شما را از وحشت و هراس روز قيامت ايمنى بخشد و در امان دارد، با اينكه در اطاعت خدا از مردم مىترسيد، و ايشان را در نافرمانى خدا اطاعت مىكنيد، و به مردم در پيمانهائى كه ناقض پيمان خدا است وفادارى مىورزيد؟ ٣١- بحقّ برايتان مىگويم: خداوند افرادى را كه بندگان را در برابر او بخدائى گيرند از هراس روز قيامت در امان نخواهد داشت.
٣٢- واى بر شما اى بندگان بد، بخاطر دنيائى ناچيز و شهوتى پست در ملك بهشت دچار سهل انگارى شده و هراس روز قيامت را از ياد بردهايد! ٣٣- واى بر شما اى دنيا پرستان، بخاطر نعمتى رو به زوال و ناپايدار و عمر و زندگى كوتاه از خدا گريزانيد و ديدارش را مكروه مىداريد! پس چگونه خدا ديدارتان را دوست بدارد وقتى شما به ديدار او بىميليد؟ چون خداوند تنها ديدار كسى را دوست دارد كه او نيز مايل به ديدار او باشد، و از ديدار با كسى بيزار است كه ديدار او را ناخوش دارد، و از چه روى پنداريد كه [تنها] شما دوستان خدائيد نه ديگران، در حالى كه از مرگ گريزانيد و به دنيا پناهنده؟! پس مرده را خوشبوئى حنوط و سفيدى كفن چه سود دهد و به چه كارش آيد؟! وقتى همه آنها بزير خاك اندر است؟ همچنان خوشى دنيائى كه برايتان زينت يافته شما را سودى ندهد، وقتى تمام آنها رو به زوال و نابودى است، و پاكى جسم و روشنى رنگتان به چه كار شما آيد وقتى به سوى مرگ روانيد و در زير خاك از خاطر مىرويد، و در تاريكى قبر پنهان مىشويد! ٣٤- واى بر شما اى دنيا پرستان، چراغ را در تابش خورشيد همراه كشيده روشن مىكنيد، با اينكه همان تابش خورشيد براى شما كافى است، ولى استفاده از چراغ را در تاريكى واگذاشته و ترك مىكنيد، در حالى كه به همان خاطر در اختيار شما شدهاند، همچنان از نور علم براى كار دنيا- كه تضمين شده- استفاده