تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢٨ - سخنانى كوتاه از امام حسين
مبتلا به سركوفت دشمن حسود مگرداند)، و السّلام.
٩- مردى بخدمت آن حضرت ٧ رسيده و درخواستى كرد، فرمود: خواهش و درخواست جز در اين موارد جائز نيست: خسارتى سنگين، فقرى خواركننده، يا ضمانتى سخت و گران، مرد گفت: جز براى يكى از اين موارد به خدمت نرسيدم، حضرت دستور داد تا او را يك صد سكّه طلا بدهند.
١٠- به فرزند گرامش حضرت سجّاد ٧ فرمود: اى پسر جانم، مبادا آن كس كه هيچ ياورى جز خداى جليل و عزيز ندارد از تو ستم بيند! ١١- مردى از آن حضرت ٧ پرسيد، اين فرمايش الهى: وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ، يعنى: «و نعمت پروردگارت را بازگوى- ضحى: ١١» يعنى چه؟
گفت: به فرستاده خود فرموده تا نعمتهائى كه در دين بدو داده بر زبان جارى سازد و بمردم بگويد.
١٢- مردى از انصار (اصحاب رسول خدا ٦ از اهل مدينه) حضور آن حضرت رسيد و خواست تا خواهشى كند، امام فرمود: اى برادر انصار، شخصيّت خود را از درخواست حضورى حفظ كن، و نيازت را توسّط نامه ابراز كن، و من آن را به گونهاى انجام دهم كه بخواست خدا تو را شاد و خرسند سازد. او نيز نوشت:
اى ابا عبد اللَّه من به فلان كس پانصد سكّه طلا بدهكارم، و در مطالبهاش مرا به ستوه آورده، پس با او صحبتى فرما تا به هنگام فراخدستى و گشايش مرا مهلتى دهد. چون امام آن نوشته را خواند به منزل رفت و كيسهاى حاوى هزار سكّه طلا را با خود آورد، و او را گفت: پانصد سكّهاش را صرف پرداخت قرضت كن، و از پانصد سكّه الباقى در راه زندگيت مدد گير. و حاجت و نيازت را فقط بر اين گونه افراد ابراز كن: ديندار، جوانمرد، خانوادهدار. امّا فرد متديّن و ديندار در حفظ دينش كوشد [و رويت را زمين نزند]، و امّا جوانمرد از مردانگيش حيا مىكند، و امّا فرد خانوادهدار مىداند كه تو آبرويت را بخاطر نياز به او زير پا نهادهاى، بنا بر اين آبرويت را حفظ مىكند؛ و تو را ناكام و محروم باز نمىگرداند.
١٣- برادران چهار دستهاند: ١- سودمند براى تو و خود، ٢- و سودمند براى تو، ٣- موجب زيان تو، ٤- و برادرى كه نه براى تو سودى دارد و نه براى خودش زيانى. سؤال شد: اينها را بيان فرمائيد، فرمود: آن برادرى كه به تو و خودش سود مىرساند رفيقى است كه با اين كار بدنبال دوام رفاقت و برادرى است، نه قطع و نابودى آن، پس اين فرد هم براى تو سودمند است و هم براى خويش،