تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٣٨ - نامه آن حضرت
خود را با نماياندن عذر و ترساندن از عواقب كار [بر مردم] تمام كرده. و انتخاب [انبياء] با او است، هر يك از بندگانش را كه بخواهد برگزيند تا تبليغ رسالت كرده و بر مردم اتمام حجّت كند، بارى، محمّد ٦ را برگزيد و وى را با مأموريّتهاى خود به سوى مردم فرستاد، و گروهى از كافران قوم او از سر حسادت و تكبّر گفتند: لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ: «چرا اين قرآن بر مردى بزرگ (از جهت مال و جاه) از اين دو شهر (مكّه و طائف) فرو فرستاده نشده است؟- زخرف: ٣١»، منظور از آن دو تن اميّة بن أبي الصّلت و أبو مسعود ثقفى است[١] پس [با اين آيه] خداوند نه تنها انتخابشان را باطل ساخت بلكه رأى و نظر ايشان را نيز امضاء نكرد، آنجا كه فرمود: أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ: «آيا آنان رحمت پروردگار تو (نبوّت) را بخش مىكنند؟ مائيم كه ميان ايشان مايه گذرانشان را در زندگانى دنيا بخش كردهايم، و درجات برخى را بر برخى برتر داشتهايم، تا برخى ديگر را بخدمت گيرند، و بخشايش پروردگار تو از آنچه گرد مىآورند بهتر است- زخرف: ٣٢»، و بهمين خاطر از تمام امور آنچه را كه خواست؛ برگزيد، و از آنچه ناپسند و مكروه داشت منع فرمود، پس فرمانبران و اهل طاعت را پاداش داد، و نافرمانان را مجازات و كيفر كرد، و چنانچه اختيار كار خود را به بندگان سپرده بود، بىشكّ انتخاب قريش را در مورد اميّة بن أبي صلت و أبو مسعود ثقفى امضاء مىكرد، چرا كه آن دو بنزد ايشان برتر از محمّد ٦ بودند.
و چون خداوند با اين آيه مؤمنان را ادب كرد كه: وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ: «و هيچ مرد و زن مؤمنى را نشايد كه چون خداى و پيامبر او كارى را فرمايند آنان را در آن كارشان اختيارى باشد- احزاب: ٣٦»، پس براى آنان انتخاب از سر هوى و هوس را امضاء نكرد، و از ايشان نپذيرفت، جز در پرتو پيروى از فرمان او، و خوددارى از نهى او كه توسّط فرد انتخابيش انجام مىشود، پس هر كس كه فرمان برد راه يافت،
[١] مراد از آن دو شهر- همچنان كه در كتب تاريخى و تفسيرى آمده- مكّه و طائف است و نام آن دو مرد: وليد بن مغيره؛ از مكّه، و أبو مسعود ثقفى از طائف مىباشد. ولى افراد نامبردهشده در متن هر دو از شهر طائفند.